خانم مهدی زاده، رئیس‌کل کتابخانه‌های شهر چابهار

خانم مهدی زاده رئیس‌کل کتابخانه‌های شهر چابهار

۱_یکمی بیشتر از خودتون بهمون میگین؟
من زیبا مهدی زاده هستم رئیس کتابخانه‌های عمومی شهر چابهار، در سال ۸۲ به چابهار اومدم در ابتدا کتابدار بودم اما بعد از دو سال مسئول کتابخونه شدم؛ پس ازون به‌عنوان رئیس دبیر انجمن کتابخانه‌های شهرستان؛ در سال ۹۱ و ۹۲ به‌عنوان رئیس کتابخانه‌های کل شهرستان و این شد که من فعالیت خود را در این زمینه شروع کردم.
۲_از فعالیت هاتون درزمینهٔ ی ارتقاء کتاب‌خوانی در شهرستان چابهار برامون بگین:
_سعی کردم در طول دورانی که این مسئولیت رو در این شهردارم به جنبه‌ی سخت‌افزاری کتابخانه‌های عمومی شهر نگاه ویژه‌ای داشته باشم هم برنامه‌های ترویجی فرهنگی در چابهار رو در کتابخانه اجرایی بکنیم. حالا برنامه‌هایی در خصوص برنامه‌های قصه‌خوانی و جمع خوانی و نشست‌های کتاب‌خوان است ارتباط با دانشگاه‌ها برای حضور استادها و دانشجویان و همچنین حضور دانش آموزان در کتابخانه و یا این‌که حضور همکاران ما در مدارس برای معرفی کتابی و آگاهی لازم رو به بچه‌ها ‌‌بدن و مسابقات کتاب‌خوانی که برگزار کردیم در کل شهرستان؛ کلاس‌های طرح فراقت که می تونست برای جذب مخاطب مستمر ثمر باشه. شاید هنوز آن بازخوردی که ما انتظار داشتیم رو نداشته اما چون بحث کتاب و کتاب‌خوانی یک بحث زمان‌بر است و این فعالیت‌ها باید در طول سال به‌طور مداوم انجام بشه؛ مخصوصاً برای کودک و نوجوان باید زمان بیشتری گذاشت و بیشتر روش کار کرد تا بتونیم به نتیجه‌ای ک مدنظرمان هست برسیم.
۳_فرهنگ کتاب خونی رو در شهرستان چابهار چطوری ارزیابی می‌کنید و در تمام این مدت حضور شما حقد تغیر کرده؟
خیلی بهتر شده ما قبلاً فقط دو مرکز کتابخانه‌ای در سطح شهر داشتیم تلاش کردیم که فضای فیزیکی مناسبی رو ایجاد کنیم؛ کتابخانه‌ی شهر کنارک و منطقه‌ی گل شهر چابهار را احداث کردیم و زیربنای کتابخانه ساحل رو افزایش دادیم؛ باید این را هم در نظر داشته باشیم که در کنار ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی ما فضای مناسب و امکانات لازم و کافی رو برای مردم فراهم کنیم و در منابع کتاب‌ها سلیقه‌های مخاطبان رو در نظر بگیریم و به خواسته هارون اهمیت بدیم؛ و به‌طور موازی حرکت کنیم.
۴_رسالت خام مهدی زاده چیه بنظرتون؟
بالابردن افزایش سرانه مطالعه درسطح کشور و ترویج فرهنگ کتاب خونی با برنامه ریزی و استفاده از فرصت‌ها و برنامه‌هایی که برای تهدیدها داریم به‌عنوان یک برنامه‌ی راهبردی در این زمینه فعالیت بکنیم.
۵_مهم‌ترین هدفتون در زندگی؟
مهم‌ترین هدفم این هست که در بحث کاری برنامه هامو اجرایی کنم و فعالیت‌های فرهنگی که دوست دارم در روستاها انجام بشه و هدف بعدیم ادامه‌ی تحصیل و بالا بردن معلوماتم مخصوصاً درزمینهٔ ی کاری هست.
۶_حرفی که دوست دارین به خانم‌ها و دخترهای جوان بگین چیه؟
خانوم ها مهم‌ترین رکن جامعه ما هستند، نیمی از جمعیت ما رو خانوم ها تشکیل دادند اگر آن‌ها دارای سواد و اطلاعات کافی باشند مطمئناً در تربیت فرزندان موفق‌تر خواهند بود این امکان نداره مگه اینکه مطالعه‌ی خودشون رو بالاببرن
خواهشی که من ازشون دارم اینه برای مطالعه‌ی بچه هاشون وقت بزارن و او نارو از بچگی به مطالعه با آوردنشون به کتابخونه ها عادت بدند
۷_انتظارتون از مسئولین چیه؟
انتظار دارم که در بحث فرهنگ و کتاب‌خوانی مثل کشورهای توسعه‌یافته بودجه‌ی خاصی رو براش در نظر بگیرند‌
همونطور که می دونیم زیربنای توسعه و پیشرفت یک جامعه فرهنگ اون جامعه هست همونطور که رو بحث اقتصادی و اجتماعی یک کشور کار میشه بحث فرهنگی اون کشور هم که زیربنای توسعه‌ی هر کشوری هست باید روش کاربشه و در شهرستان هم فرماندارها، نماینده‌ها و امام‌جمعه ازشون انتظار میره در حد تواناییشون قدمی در این زمینه بردارند.
۸_صحبتی اگه دارین بفرمایین؟
امیدوارم زمانی که صرف می‌کنیم مفید واقع بشه و مردم کتابخونه هارو بیشتر جدی بگیرند‌.

گزارشگر: ملیحه ریگی

مهرناز بهرامی، بانویی با اهداف بزرگ

۱_بیشتر از خودتان برایمان بگویید
سلام خدمت شما مهرناز بهرامی هستم ۲۶سالمه در خدمتتون هستم
۲ -در چه سنی و چگونه متوجه علاقه خود به نقاشی شدید؟
من از بچگی علاقه زیادی به نقاشی داشتم و بزرگ تر که شدم بدون داشتن استاد نقاشی می کردم آلان حدودا یک سال نیم هستش کنار استاد عزیزم به صورت پیشرفته خیلی از سبک ها رو کار می کنم
۳ -در این مسیر چه کسانی حمایتتان کردند؟خانواده خیلی حمایتم کردن و هدف خودم اینکه ثابت کنم معلولیت محدودیت نیست

۴ -مخالفت هایی هم داشتید؟ عکس العمل دوستان و اطرافیان با توجه به فعالیت های شما چگونه است؟
مخالفت که خیر خدا شکر خانواده و دوستانم همیشه کنارم بودن تو هر شرایطی منو تنها نذاشتن
۵-از مهرناز و اهدافش برایمان بگویید؟
یکی از اهداف بزرگی که دارم حمایت از معلولین هست که بتونم مرکز آموزش نقاشی برای معلولین داشته باشم و یک روز به کل دنیا ثابت کنم دختر بودن و روی صندلی چرخدار نشستن محدودیت نیست
۶ -تا به حال نمایشگاه هم زده اید؟بازخورد آن چگونه بوده است.
له دو نمایشگاه داشتم اما اینجا یک خواهش از دوستان داشتم که وقتی فردی دارای شرایط من در اجتماع حاضر میشه حتما هدف های بزرگ تری از نگاه های ترحم آمیزی شما داره پس لطفا الکی دل سوزی نکنند
-۷ با توجه به مشکل جسمی تان، انجام دادن چه کاری برایتان تغییر ناممکن است و اگر می توانستید راه بروید آن کار یا هدف را انجام می دادید؟
به نظر من هیچ چیز تغییر ناممکن نیست جز اون چیزی در مغز انسان هست اون محدودیت هارو کافیه ندیده بگیریم همین حالا من پا های دارم از جنس آهن به نام چرخ ویلچر هدفم ثابت کردن خودم به کل دنیاست که خانواده های که فرزند معلول دارن هم میتونند بهش افتخار کنند معلولیت محدودیت نیست چه با دو پا یا با دو چرخ ویلچر کافیه خودمون باور کنیم
۸ -قشنگترین اتفاق زندگیت تا به الان؟
داشتن پدری که قهرمان زندگیمه فقط پدر نیست بهتر دوست و همراه منه میخوام اینقدر تلاش کنم تا بتونم کمی از زحماتش رو جبران کنم

۹ -صحبتی که با خانم های جوان دارید؟ صحبتی که با دختران و خانم های هم سن سال خودم دارم اینکه خودشون باور کنند واسه خواسته هاشون بجنگند هیچ وقت دیر نیست کافیه بخوان تا به خواسته هاشون برسند با تو خونه نشستن قرار نیست معجزه رخ بده باید خودشون رو باور کنند

۱۰ -خانم بودنتان و فعالیتتان به عنوان خانم بلوچ با موانعی روبرو بوده تا به الان؟ کاش به این فرهنگ برسیم فرقی بین مرد و زن وجود ندارد هر دو انسان هستن وقتی یک مرد حق این داره تو اجتماع فعالیت داشته پس یک. خانم هم میتونه سرکار بره رانندگی کنه و هدفش رو دنبال کنه

۱۱ -شما مهرناز را چگونه دیدید و شناختید؟ مهرناز چگونه دختری است؟
مهرناز به خاطر شرایطم خیلی چیز رو باید درک می کردم و می فهمیدم واسه همون زود بزرگ شدم و به همین خاطر همین اعتماد به نفسم رو بالا برد بتونم با کلی سختی به چیزای بزرگی که امروز به دنبالشونم برسم

گزارشگر: ملیحه ریگی

زلما بهادر، شعری به امتداد هشت سال

در ابتدا سلام عرض می کنم حضور شما و خوانندگان مجله ی خوبتان
۱. شعر را در چه زمانی شروع کردید، زمانی که در ایران تشریف داشتید، یا نه وقتی که مهاجرت کردید؟علاقۀ شما به ادبیات در چند سالگی شروع شد؟
اگر بخواهم از چگونگی شکل گرفتن علاقه ام به نوشتن بگویم، مهم ترین عامل آن را خانواده ام که اهالی فرهنگ بودند می دانم، پدرم که دبیر و مادرم که اولین معلم زن بلوچ و پدربزرگم که اولین خبرنگار و عکاس استان بودند وجود کتابخانه ی خوبمان در خانه و هدیه هایی که همیشه بهترین آثار ادبی جهان بودند باعث شدند تا از همان کودکی علاقه ای مفرط به خواندن و نوشتن در من شکل بگیرد.

۲٫ از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟
شعر و تمرین برای سرودن برایم از اوایل دهه ی هشتاد جدی شد که در آن زمان هنوز ساکن ایران و شهر خودمان زاهدان بودم.

۳٫ نظر خانواده و دوستان و البته آشنایان بخصوص در ایران دربارۀ شعر گفتن شما چه بود؟
بالطبع خانواده ام مهم ترین مشوقین من بودند و بعد از ازدواج با همسرم رضا بهادر که او نیز از شاعران و منتقدان آوانگارد خوزستانی بود به جهان عمیق تری از شعر دست پیدا کردم و همین عشق و تفاهم و هم فکری در زندگی ام بود که باعث شد هر روز بیشتر و بهتر روی علاقه مندی ام به ادبیات تمرکز کنم.

۴٫آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه می‌کنید و در سرودن تحت تأثیر کدام شاعر هستید؟
جهان هر شاعری با شاعر دیگر تفاوت دارد. من بیشتر شاعران را دوست دارم و آثارشان را مطالعه می کنم، به خصوص آثار شاعران بزرگی چون یدالله رؤیایی، رضا براهنی، احمدرضا احمدی، بیژن اللهی، هوشنگ چالنگی و…. را بسیار دوست دارم اما این که بخواهم تحت تأثیر سبک شاعری قرار بگیرم, تا به حال پیش نیامده و این نظر شاعران مطرحی ست که کارهایم را دنبال می کنند .

۵٫ موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟
جهان شعرهایم را دوستان شاعرم جهانی تک بعدی و صرفاً زنانه نمی بینند، همان طور که خودم نیز زیستن در جهان تک بعدی را نمی پسندم.

۶ . به نظر شما شعر گفتن قابل یادگرفتن است یا ذاتی‌ست؟
برای شعر سرودن به نظر من مهم ترین عامل موفقیت پیش زمینه ی محکمی از خواندن و سپس نوشتن و نوشتن و باز هم نوشتن است. به عقیده ی من هر چه بیشتر مطالعه کنیم ذهن مان قدرت بیشتری برای خلق جهانی شاعرانه در قالب کلماتی نو و بکر پیدا می کند و البته که داشتن استعداد نیز گزینه ی بسیار مهمی ست که نمی توان نادیده اش گرفت.

۷٫ وضعیت شعر جوان در استان رو دنبال میکنید ، نظر شما چگونه است؟
متأسفانه دوری از ایران در سال های اخیر باعث شده تا زیاد در جریان شعر استان مان نباشم و البته دورادور کارهای شاعران استان مان را دنبال می کنم و دوست دارم. چرا که روح خاموش کویر در دل نوشته های شان موج می زند.

۸٫ چه شد که به این نتیجه رسیدید که سروده‌هایتان را چاپ کنید؟
در مورد چاپ آثارم سؤال کرده بودید، باید بگویم مطالعه ی آثار شاعران بزرگ اروپا از جمله پل سلان و یانیس ریتسوس، فرانسیس پیکابیا تریستان تزارا و… باعث شد که به فکر ترجمه ی این آثار بیفتم و بعد با تشویق دوستانم دو مجموعه شعر جهان را به نام های “ناخوانایی “و “فوگ مرگ”با انتشارات هشت کار کنم و برای چاپ مجموعه شعر خودم نیز بعد از وسواس زیادی که داشتم به اصرار همسرم و دوستانم با عنوان “مرگ نمایشی زنی در اتاق خواب”باز هم با همکاری انتشارات هشت اقدام کردم که هر سه مجموعه خوشبختانه بازخورد بسیار خوبی میان اهالی شعر داشتند.

۹٫ شما مادر هم هستید ؛ آیا تجربۀ این حس در اشعار شما دیده می‌شود؟
از جهان مادری تا داشتن دختری چون سوفیا اگر بخواهم بگویم می شود شعری به امتداد هشت سال بدون شک دخترم زیباترین شعر من است که دوست دارم در جهانی شاعرانه رشد کند.

۱۰٫ تاکنون چند شعر برای دخترتان سروده‌اید؟
مجموعه شعری آماده ی چاپ دارم به نام “آسمانکی که از خواب هفت سالگی ام جا ماند ” که بیشتر شعرها برای دخترم سوفیا سروده شده اند.

۱۱٫ آیا برای مردم خودتان برای مردم منطقه تان بخصوص مردم کشورتان شعر سروده اید؟
برای مردمم، برای کشورم و برای زنان قبیله ام سروده هایی دارم که تکه ای از روح من را در خود جای داده اند شعر “بلوچ”من مخاطبین بسیاری در بین اهالی ادبیات داشت و فکر می کنم تفتان مادر من در بیشتر شعرهایم حضور دارد .

۱۲٫٫اوضاع شاعر زن در استان چگونه است، چرا اکثر شاعران هم استانی زن بعد از ازدواج شعر را کنار می گذارند، شما چه فکر می کنید؟
زن بلوچ زاده ی تفتان است، محکم و استوار و خاموش اما پشت این سکوت جهانی ست که باید کشف شود باید شناخته شود و باید معرفی شود زنان دیار من تشنگان همیشه سیرابند دوستشان دارم و می خواهم موفقیت شان را در همه ی زمینه ها شاهد باشم.

۱۳٫رسالت شما بعنوان یک شاعر در چیست؟
رسالتی اگر داشته باشم به عنوان کوچکترین عضو جهان بزرگ شعر، اینست که انسان باشم و انسانیت را زندگی کنم همین برایم کافی ست که صدایم را به عنوان انسانی آزاده به دیگران برسانم، دوست دارم نماینده ی خوبی در این سوی جهان برای ایران و زن بلوچ باشم.

۱۴٫به نظر خودتان ویژگی اصلی شعرهای شما در چیست؟ و موضوع و مضامین اشعارتان در مورد چیست و چه اوقاتی آن حس شعرتان به زبان دلتان جاری می شود؟چه فعالیت های به غیر شعر سرودن هم دارید؟
شعر وقتی می جوشد که آن را زندگی کنیم و من بیشتر شعرهایم را زندگی کرده ام پیش از آنکه روی کاغذ روانه شوند. به جز سرودن شعر در زمینه ی ترجمه فعالیت دارم و مشغول گردآوری آثار شاعران سورئالیست و مطرح جهان هستم.

۱۵٫ سخن پایانی خود را برای خوانندگان ما بگویید
در پایان آرزوی بهترین ها را در همه ی عرصه ها برای بانوان استان دارم و می دانم که دختران تفتان و بزمان خواهران عزیز انسانیت اند.

در پایان یکی از شعرهایتان را برایمان بگویید؟!

در من زنی زنی زنی
که در من زنی زنی… زنی
پرنده ای در من
زنی
که می زنی
لعنت به تو که روی شانه ی من کز کرده ای
ای شهوت شانه
ای مرگ…
این روزها زنی در من می میرد و
هی زن می شود از نو
سفیدتر
سفیدتر
ایضا دوباره نقطه می شوی در من
و روی خط… اشغال
بوق می زنی
زنی
انگشت تو که روح سپیدی ست
در چهار جهت
الله اکبر
از زبانم لال
لال مانی گرفته ای ای زن
و نامت را تتو می کنم بر تمام صدا
جیغ می شوم… اشغال
بوق… بوق… بوق
شبی تو شبی تو شبی
شبی که سردترین نفس حبس می شود در من
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو
هستم من بی همه چیز
ببین مرد
آهای
زن را نوشته ای و کجا را ندیده ای در شب؟
که چشم شما لال می شود زبان زن
باج می دهد به مرگ
تمام پرنده را
عدد عدد
از زن کم می شوم
و سایه های شکسته ام
در پیاده رو
برمی گردند
از جلو نظام!!!
ایضا
خدای تازه ای از من
به رنگ کلاغ
قار می کشد
در فرم دیگری
دیگر… دیگر…
گل بگیرد مجال زبان را
که تنگ است و الی آخر
روز سیاه
جامه را تن کرده است
گیسو
گیسو
گیسوی کوچه در ادامه ی زن گیر می کند آخر
و لای شعر
چندین زبان مشترک
I love you
Ich liebe dich
لال می شود.
بزن!!!
من یک نفس
ماه را سر کشیده ام امشب
سرم!
ایضا
زنی که شکل زبانزد این شعر می دهد مرگ است.
مرگ من
منی…

گزارشگر: ملیحه ریگی

مهرنگار ریگی،افتخار می‌کنم برای مردمم نقش‌آفرینی کنم

افتخار می‌کنم برای مردمم نقش‌آفرینی کنم
شده تا حالا از خودتون فیلم بگیرید، فیلمی که جلوی همه پخش بشه و منتظر واکنش بقیه باشی
ولی وقتی بعد از اون همه تلاش و استرس نتیجه‌ی کارتو ببینی، چه حسی بهتون دست می‌ده؟
وقتی در جواب همه کسایی که بهت می‌گفتن! تو نمی‌تونی!
ولی وقتی ماحصل کارتو دیدن، فهمیدن که اون چیزی که ناممکن رو به واقعیت تبدیل می‌کنه، معجزه نیست، بلکه تلاش و باور توست، باور چیزی که می‌خواهی بهش برسی و می‌رسی… یاد این جمله افتادم که ” افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمیدن، بلکه کارها رو به گونه‌ای متفاوت انجام میدن” اونجاست که می‌فهمیم پیروزی وقتی به سراغت می‌یاد که بتونی سختی‌ها رو به هزیمت وادارشون کنی و با اقتدار فریاد بزنی “من تونستم”
به سراغ بانویی می‌ریم ، کسی که از سدهای زیادی گذشت تا به همه ثابت کنه که “تونست ”
خودتون رو به‌طور کامل معرفی کنید؟
مهرنگار ریگی هستم، متاهل، دارای دو فرزند، کارشناس شیمی، دانشجوی ارشد شیمی، کارشناس روابط عمومی و امور بین الملل دانشگاه ولایت، تهیه کننده سازمان صدا و سیمای استان سیستان و بلوچستان، بازیگر، نویسنده و تدوینگر
از چه زمانی این حسو داشتید که به بازیگری علاقه‌مندید؟
از کودکی به هنر علاقه داشتم و در تمام دوران تحصیل در کارهای هنری از جمله تئاتر فعالیت داشتم، البته پدرم دوست داشت که در رشته شیمی ادامه تحصیل بدم و به درخواست پدرم احترام گذاشتم و در دانشگاه سیستان و بلوچستان در رشته شیمی به تحصیل ادامه دادم، البته علاقه اصلی‌ام به رشته نقاشی بود و زمانی که بوم نقاشی‌ام رنگ و روغن رو لمس می‌کرد متوجه استعداد خداوندی‌ام شدم که من می تونم نقاشی بکشم بدون اینکه دوره ای دیده باشم،
پدرم که از علاقه و استعداد من با خبر شد ،گفت: اگه الان راهی برای تغییر رشته هست این کار و انجام بده ، ولی برای تغییر رشته دیر شده بود ، وقتی کارامو به اساتید دانشگاه هنر نشون دادم از این استعداد من به شگفت اومده بودن و به من توصیه کردند در کنار رشته دانشگاهیم نقاشی رو خودم ادامه بدم.
از آشناییتون با همسرتون بگید؟
در دانشگاه با همسرم آشنا شدم ، در کارهای فرهنگی با هم همکاری داشتیم در واقع من و همسرم مکمل یکدیگر شدیم چون ایشون هم به کارهای هنری علاقه داشتن و به اجبار خانواده رشته شیمی رو انتخاب کرده بودن بعد از ازدواجم به کارهای هنری بیشتر پرداختم و همسرم خیلی حمایتم میکردم به فکر این افتادیم که منو همسرم بیشتر به کارهای هنری روی بیاریم، از کارهای کوچیک شروع کردم، هیچوقت تسلیم نشدم، تدوینگری رو با علاقه‌ی خاصی انجام می‌دادم احساس می‌کردم دستانم میدونن چه کاری انجام بدن، همه کارای هنری رو تجربی به دست آوردم، ناگفته نمونه به مطالعه علاقه زیادی دارم.
چی شد که ایده ساخت این سریال به ذهنتون رسید؟
نویسندگی رو از دوران دبیرستان شروع کردم، رمان نوشته بودم اما به مرحله تالیف نرسیده بود، اما شروع و جرقه‌ی این کار بر میگرده به زمانی که با جناب کردستانی مدیر کل صدا وسیمای استان ملاقاتی داشتم و ایشون که بازی منو در تله فیلمی که در تهران با هنرمندان بزرگی چون انوشیروان ارجمند، فاطمه شکری، مهدی امینی خواه و .. و به کارگردانی جناب حسین ریگی بازی کرده بودم، دیده بودن ، بیشتر منو به این کار تشویق کردند، اونجا بود که شروع به نوشتن ماهین کردم، خوشبختانه از طرف صدا و سیما تایید شد و تهیه کنندگی کار رو خودم بر عهده گرفتم.
از مشکلات، مخصوصا مشکلاتی که در طول ساخت این سریال داشتید بگید؟
کار، کاری کمدی بود و نویسندگی چنین کاری واقعا سخته، اما سعی کردیم تمام اقشار مردم بلوچستان رو( لهجه های مختلفی که مردم صحبت می کنن ) تو این کار تحت پوشش بدیم و همه رو نوجوان ،پیر و.. درگیر این سریال کنیم. سختی های زیادی رو متحمل شدیم چون تهیه کننده و بازیگر نقش اول بودم فشار زیادی رو تحمل می کردم، اما وقتی بهش فکر می کنم لبخندی ناخودآگاه بر لبانم نقش می بنده ، چون تمام سختی ها با دیدن خنده مردم شیرین شد، مدیریت کل گروه با من بود و این برای بعضی‌ها سنگین بود که یک خانم مدیریت کنه ولی خدا رو شکر تونستم و کار رو پنجاه روزه تموم کردم.
لوکشین کار در منزل خودمون بود ، پسرم که سه و نیم سالش بود خیلی اذیت میشد، چون در حین کار هیچ حرفی نباید می‌گفت و خیلی بی‌تابی می‌کرد، اما کار باید انجام میشد و خدا رو شکر که تونستیم این سختی‌ها رو خانوادگی پشت سر بزاریم.
موفقیت تون رو در چه چیزی می‌بینید؟
یکی از دلایل موفقیتم که به جد می‌تونم بگم صبر و تحملیه که زن بلوچ در همه عرصه ها داره، زن بلوچ وقتی کاری رو به عهده میگیره سعی میکنه هر چقدر شرایط سخت باشه اونو به بهترین نحو انجام بده و خدا رو شکر راضی بودم .
عکس العمل مردم بعد از دیدن سریالتون چی بود؟
خوشحال بودم که هجمه ای اتفاق افتاد که عده ای کار را نقد کردند چون مخاطبین زیادی این کارو دیدن و ببیننده زیاد داشته، هر کاری ضعف‌هایی داره ولی وقتی کاری رو همه ببینن یعنی شایستگی اینو داشته که با استقبال عده زیادی روبرو بشه.
اگه صحبتی با مسئولین فرهنگی دارید چی می‌گید؟
از جناب کردستانی و همه کسایی که منو حمایت و تشویق کردندتشکر می‌کنم،
جمله‌ای که همیشه خیلی به من انگیزه میده اینه که”وقتی فیلم پخش شد جناب کردستانی گفتند: بهت” تبریک میگم ” این جمله خیلی برام خوشایند بود.
برای آینده چه برنامه یا کاری دارید؟
برای ادامه برنامه هایی زیادی داریم از جمله ماهین ۲ که چند قسمت از سریالش هم تموم شده ولی متاسفانه الان شرایط با ماهینی که پخش شد فرق میکنه چون من یک فرزند کوچک دیگه هم دارم و نمیشه از منزلم برای این کار استفاده کنم، علی رغم اینکه من خودم دوست ندارم بگم که هزینه‌های ماهین رو خودم شخصا تقبل کردم ولی جناب کردستانی در مراسماتی که از بنده تشکر کردن اینو عنوان کردن و بعدها صدا وسیما سریالو از بنده خرید.
ولی الان وقتی اون رسیده که تقسیم کار بشه و سرمایه‌دارها هم تو این کار همراهی کنن و کاری که درشان مردم این استان هست تحویل بدم واین کار مستلزم هزینه‌ست.
سریال ماهین به مشکلات زن بلوچ تا چه حد پرداخت؟
در طول دوران تحصیل تا الان با زنان و دختران خاص زیادی مواجه شدم، تصور جمعی درباره دختر بلوچ با آن‌چه که در واقعیت می‌بینیم خیلی فرق داره، هر دختربلوچ به علت ویژگی‌های خاص این استان داستان دراماتیکی رو هم در قلب و جسم خودش مثل راز سر به مهر نگه می‌داره و ممکنه تا اخر عمرش هم کسی از اون خبردار نشه این همیشه برای من دغدغه بوده و هست که این قشر اعظم چه مطالباتی داره که میشه بدون بر هم خوردن نظم جامعه سنتی اون رو دنبال کنه، این بود که این مطالبه رو در سریال دنبال کردم، مسائلی مثل تحصیل، تصمیم‌گیری، مشارکت اجتماعی، خرافه‌گرایی، پرداختن به هنر و روحیات معنوی و …
بهترین روز زندگی شما چه روزی بود؟
بهترین روز زندگی من روزی بود که کوچولوهای من بدنیا اومدن
یک آرزوی خوب؟
آزروی من اینه صلح برقرار بشه ، فقر از بین بره ، صحت و سلامتی برای همه مردمم.
اگه بخواهید از کسانی که واقعا مشوق و پشتیبان شما بودن تشکر کنید از چه کسانی اسم می‌برید؟
از همسرم تشکر میکنم که همیشه و همیشه کنارم بوده ، از مادرم، از پدرم که پشتیبانم بوده و شرایط تحصیل منو وقتی که دخترای بلوچ زیاد حمایت نمیشدن فراهم کرد و از همه کسانی که تو این کار منو حمایت کردند تشکر میکنم.
در پایان اگر صحبتی دارید در خدمتتون هستم؟
می‌تونم بگم برکت خنده‌ی مردم به زندگی من برکت داده و خستگی کار رو از تن من خارج کرده.

گزارشگر: ملیحه ریگی

فرحناز قادری، بازیگر تئاتر و تلویزیون از دغدغه هایش می گوید

خانم قادری بازیگر تئاتر و تلویزیون از دغدغه هایش می گوید
دوست دارم همه ما به سطح بالایی از رشد فرهنگی ، هنری برسیم
بانوک : خودتان را به طور کامل معرفی کنید؟
فرحناز قادری هستم ۳۱ساله متولد و بزرگ شده سراوان متاهل دارای یه فرزند پسر۱۲ساله بنام فرحان تا مقطع کاردانی درس خواندم و از نوجوانی به هنر خصوصا تاتر وبازیگری علاقه مند بودم .
بانوک : چرا بازیگری را انتخاب کردید؟
به بازیگری از زمان کودکی و‌مدرسه علاقه زیادی داشتم و همیشه در تمام دوران تحصیلم از دبستان تا دبیرستان تو هر جشن ومراسمی سعی می کردم با چند نفرازدوستان و‌همکلاسیهام یک ‌ داستان کوتاه را اجرا کنیم علاقه بی اندازه من به بازیگری باعث شد تا در این زمینه ‌فعالیت کنم طوری که درتمام طول روز مخصوصا وقتی که بیکارم یادرحال انجام‌دادن کارهای خونه هستم دیالوگ های خودم را با همون حس حال اجرا، بیان می کنم

بانوک : از چه زمانی به بازیگری علاقمند شدید ؟
اولین تجربه بازیگریم سال۷۸تو سازمان فرهنگ و ارشاد سراوان با تاترمهگل بود که نقش اول یعنی خود مهگل رو ایفا کردمو تو همون اولین نقش افرینی موفق به دریافت دیپلم افتخار بازیگری اول شدم که این موفقیت انگیزه مرا برای ادامه راه چندین برابر کرد و اولین تجربه سینماییم در صداوسیما هم مجموعه شمبل وشاهی (۲) است که در حال حاضر مشغول ضبط هستیم .
بانوک : در این راه آیا افراد یا سازمان و ارگانی از شما حمایت کرده است ؟
متاسفانه با قاطعیت می گویم نه …از سوی هیچ فرد یا نهادی حمایت نشدم حرفها و شعارها زیاد بود ای کاش همین شعارها هم نبود حتی عده ای از موقعیت بنده برای پیشرفت خودشان هم سو استفاده کردند ، نقش برخی نهادها مثل اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان را هم نمی دانم چیه ؟ همش می خواهند خودشان را بالا ببرند و ما هنرمندان محلی هم در حاشیه باشیم متاسفانه برخی آماده هستند اگر ما موفق شدیم که مثل خورشید خودشان را نشان می دهند و اگر موضوعی پیش بیاید غیبشان می زند و ما را تنها می گذارند در جریان همین بازی بنده در سریال شمبل و شاهی ۲ افرادی مثل مسئول اداره ارشاد سراوان قول حمایت دادند و لی در ادامه خبری از آنها نشد.
گناه امثال من اینه که عاشق هنر هستیم و علاقمندیم در این حوزه فعالیت کنیم متاسفانه حتی خانواده ها از ما حمایت نمی کنند و همیشه با حرفهای کلیشه ای و تاریخ گذشته ما را از نزدیک شدن به این مباحث منع می کنند .
باید حضور زنان نخبه و موفق بلوچ در جامعه فرهنگ سازی بشود باید به مردم فهماند که در کنار فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی هم میتوان یه همسر و مادر خوب بود.از مردم هم انتظار دارم که در مورد هیچ موضوعی زود قضاوت نکنند و در رابطه با هیچ کسی زود حکم ندهند. همین قضاوتها و برداشتهای ناصحیح و اشتباه بود که منو تا افسردگی پیش برد و از این مردم نزد خدای مهربان گله کردم و آنها را به خدا واگذار می کنم.
اما جا داره اینجا از یک انسان خوب از کسی که همیشه مثل یک برادر و پدر از من حمایت کرد اسم ببرم بله استاد موسیقی بنده جناب آقای بهزاد بزرگزاده که امیدوارم هر کجا هستند خداوند یار و یاورشان باشد.
نخبه ی بسیار ارزشمندی که واقعا در این استان سوختن و هیچوقت شناخته نشدند و برای خیلی ها پله ترقی شدند تا بجایی برسند این مرد بزرگ همیشه تا آخر پشت سر شاگردانشون می ایستادند و از آنها حمایت می کردند من واقعا از ایشان قدرانی و تشکر می کنم واین تنها مورد حمایتی که در تمام این سالها دیدم که برای من خیلی خیلی ارزشمند بوده و هست…
بانوک : بهترین آرزویی که دارید ؟
بزرگترین آرزویی که دارم سلامتی مادرم و تنها فرزندم ،آرزوهام زیادند اما مهمترین آرزویی که‌دارم این هست که بدون مادرم و پسرم فرحان‌جان من‌ هیچ نیستم باید این عزیزان باشند تا من‌باشم وبمونم و بتوانم راهی را که انتخاب کردم با موفقیت طی کنم و به قله های موفقیت برسم…دوست دارم روزی به آن رشد فرهنگی برسیم که در هنر بلوچستان شاهد برابری زن و مرد بلوچ در همه ی عرصه های هنری باشیم.

بانوک : چه سخنی با مردم و مسئولین دارید؟
روی صحبتم بیشتر با بانوان عزیز بلوچ هست که بدونند زن بلوچ لیاقت بهترینها را دارد و همه چیز با تلاش امکان پذیره
و از مسئولین عزیز فقط یک خواهش عاجزانه دارم و آن هم این است که بجای شعار از ما حمایت کنند.

بانوک : بهترین بازی که تا به امروز داشته اید از دید خودتان چه بوده است؟
بهترین بازی که داشتم در نمایشنامه آن‌ شب بارانی که نقش یک قاتل زنجیره ای و حرفه ای رو بازی کردم به کارگردانی عبدالشکور رضاپور که بازهم دیپلم افتخار بازیگری را کسب کردم و آخرین نمایشنامه ای بازی کردم که تو جشنواره استانی مهر ۹۵ اجرا داشتم” دیوان شاری بخت باخته” به کارگردانی آقای رسول بخش حسین بر که نقش خودم را دوست داشتم وبرای کل بچه های گروه موفقیت آمیز بود.
بانوک : آیا اهل مطالعه هم هستید؟ آخرین کتابی که خوندین چی بود؟
بله اهل مطالعه هستم بیشتر کتابای شعر و نمایشنامه می خوانم عاشق کتابهای فروغ فرخزادم و جبران خلیل جبران و کتاب بی شعوری و ‌راز آخرین کتابهایی بود که‌خواندم و توصیه می کنم به همه عزیزان اگر این دو کتاب رو مطالعه نکردن حتما تهیه کنند و بخوانند ، آخرین کتابی که مطالعه کردم اسمش راز بود نویسنده اش هم روندا بایرن بود کتاب خوب و‌جذابی بود
بانوک : بهترین روز زندگی شما ؟
بهترین روز زندگیم‌ روزی بود که‌ مادر شدم روز تولد فرحان‌جان که‌تو‌آغوش من احساس آرامش و امنیت می کرد حس قشنگ مادر شدن که خدا به من هدیه داد.

بانوک : برای آینده چه برنامه کاری دارید؟
برای آینده ام می خواهم بیشتر از قبل روی هنر خودم کار کنم چه تئاتر وچه تلویزیون با افراد حرفه ای هم در تماس باشم واز راهنماییهای آنها برای بهتر بودن کارم استفاده کنم حتی با کارگردان حرفه ای بیرون از استان خودمان …تا به آن نتیجه مطلوبی که می خواهم برسم .الان هم شکر خدا با یک گروه حرفه ای کار می کنم بازی تو این سریال برایم جذاب و جالب بوده مخصوصا از استاد خداد بیگی خیلی موضوعات را یاد گرفتم ممنون و سپاسگزارم استاد بزرگوارم انشاالله در آینده هم بتوانم کنار استاد عزیزم باشم وهمیشه بیشتر از قبل موفقیتهای بیشتری کسب کنم

بانوک :نقش دختران و زنان را درتامین استقلال خودشان چه طور می بینید؟
استقلال و خودکفایی در برخی مسائل در دختران و زنان بلوچ متاسفانه آنطور که باید باشد نیست هنوز هم نوعی ترس از خانواده اطرافیان و مردم هست و دیده می شود . در میان ما دختران وزنان بلوچ بانوان هنرمندان زیادی هستند که هنوز جرات اینکه شناخته و یا دیده بشوند را ندارند و برای برنامه های فرهنگی و هنری خودشان نمی توانند تصمیم بگیرند فقط به خاطر تعصبات خشک وبی اساس حاکم بر برخی از خانواده ها و اطرافیان ، که امیدوارم این مشکلات به مرور زمان رفع بشود.چرا که زنان ما می توانند در کنار کارهای مربوط به خانه و خانواده در عرصه فعالیتهای فرهنگی ، اجتماعی هم موفق باشند.

بانوک : در پایان اگر صحبتی دارید در خدمتتون هستیم ؟
درپایان آرزوی موفقیت برای همه بانوان هنرمند عزیز و‌محترم کشورمون مخصوصا استان خودمان دارم همه می دانند ما زنان با چه مشکلات و سختیهایی داریم مبارزه می کنیم تا به اهدافمون برسیم ….باید از ما زنان هنرمند حمایت بشود .پس به امید روزی که زنان بلوچ در همه زمینهای فرهنگی، هنری واجتماعی پا به پای غیور مردان بلوچ در صحنه باشند وبگویند که ماهم می توانیم وهستیم و سخن پایانی که تشکر فراوان دارم از سرکار خانم ریگی سردبیر موفق مجله خوب بانوک

گزارشگر: ملیحه ریگی

نسرین بهجتی،عاشقانه ای ماندگار در اندیشه ای زیبا

گفتگویی متفاوت با بانوی احساس
عاشقانه ای ماندگار در اندیشه ای زیبا

مقدمه :
شعر یکی از پر احساس ترین واژگانی است که توسط شاعر خلق می شود و شاید به خاطر همین زیبایی و ماندگاری این نوشته ها هست که اشعار خوب برای همیشه ماندگار می شود . کشور عزیزمان ایران در طول تاریخ مهد ظهور و پرورش هنرمندان و شاعران بزرگی است که هر کدامشان به سهم خود برغنای فرهنگی این سرزمین متمدن افزوده اند . استان سیستان و بلوچستان و بویژه زنان در این عرصه نیز از قافله جا نمانده اند. به همین مناسبت امروز به سراغ یک بانوی نام آشنای عرصه شعر رفته ایم بانویی از دیار نخل و آفتاب که به جرات می توان گفت شهرت اشعارش از مرزهای کشورمان فراتر رفته است . این نام آشنا کسی نیست بانوک نسرین بهجتی که اشعارش امروز مورد توجه نسل جوان قرار گرفته است برای آشنایی با این هنرمند عزیز گفتگویی جالب و خواندنی را با خانم بهجتی انجام دادیم که خواندن آن را به همه شما توصیه می کنیم.

از خودتان بگویید؟

من نسرین بهجتی متولد زاهدان از طرف طایفه پدر و مادر شه بخش هستم زادگاه پدر و مادر عزیزم که خدا رحمتشان بکند ۱۰۰ کیلومتری زاهدان شورو می باشد ۱۲ خواهر و برادر تحصیل کرده کلکسیونی از مشاغل مختلف دارم از پرفسور گرفته تا دکتر و مهندس …. در ۱۷ سالگی ازدواج عاشقانه ای داشتم که حاصل این ازدواج چهار فرزند است که همگی وکلای پایه یک دادگستری هستند … حالا به قسمت دوم سوال شما می رسم چگونه نسرین بهجتی امروز شدم دلیلش می تواند عشق به زندگی شور و شوق از افتادن نترسیدن بالا را نگاه کردن باشد.
۱- چگونه شاعر شدید؟
راستش اولین بار آموزگارم باورم کرد کلاس چهارم دبستان بودم معلمم انشایی در مورد زنبور عسل گفته بود من انشا را به صورت شعر نوشتم همکلاسم بلند و شد و گفت خانم اجازه بهجتی دروغ می گوید این شعر خودش نیست معلم از من خواست دفتر انشایم را ببندم و شعر را از خفظ بخوانم … من شعر را از حفظ نبودم چشمانم را بستم و وحشتزده و دل نگران شعر دیگری گفتم وقتی چشمانم را باز کردم معلمم گفت بچه ها قسم می خورم روزی نسرین ما شاعر مطرحی خواهد شد برایش کف بزنید از آن روز کارم در آمد برای بچه ها انشا می نوشتم و آنها هم سوالات ریاضی مرا پاسخ می دادند بعدها از سال ۷۷ به صورت جدی شعرهایم را ادامه دادم پنچ کتاب شعر از من منتشر شد آفتابگردان … همزاد من … ترا رج به رج بافتم … خسته از آفتاب …و مجموعه داستانهای کوتاه به نام مادرم شاهپری که بزودی به روی دکه های کتابفروشی قرار خواهد گرفت اغلب شعرهایم به زبانهای انگلیسی فرانسه آلمانی روسی و ترکی ترجمه شده است … در ضمن ترانه سرا هم هستم ترانه های اخیر سیمین خانم به نام تموم دنیا و عاشق ترین آفتابگردان از سروده های من است.
۲- همان سوال را جور دیگری مطرح میکنم چگونه یک زن بلوچ چنین شاعر مطرحی می شود که می تواند تا به این حد مخاطب جهانی داشته باشد ؟ آیا این پیشرفت از استان خودمان شروع شد؟
این نظر لطف شماست اما این سوال را باید از مخاطبانم در خارج ازکشور بپرسید بقول نزار قبانی شاعر عرب مردم تصمیم می گیرند شاعری بماند یا برود … مردم از من خواستند که باشم و بنویسم من ماندم و نوشتم و اما پاسخ قسمت دوم سوال شما همانطور که قبلا گفتم من از هفده سالگی از زادگاهم مثل یک پرستو کوچ کردم اما می دانید پرستوها به لانه شان باز می گردند هر بار که به لانه ام باز می گشتم نگاهم به مردم مهربان و صبورم عمیقتر می شد من نگاهم و دیدگاهای جدیدم را در قالب شعر و دلنوشته ثبت کردم. اوایل شروع کارم در دنیای مجازی مورد تهدید چند نادان و بی خبر از دنیا قرار گرفتم اندیشه پوچ آنها می خواست که من نباشم و ننویسم اما من ماندم و نوشتم اما ناگفته نماند و جالبه که این نکته را بگویم تمام مردم خوب استانمان در ایران و سراسر دنیا از من حمایت کردند.
۳- صداقت و چوشش دو عنصری که در اشعار شما موج می زند به عنوان یک شاعر که دارای هر دوی آنهاست چه ارتباطی میان هردو عنصر وجود دارد ؟
بدون شک شعر محصول فکر و احساس و زندگی آدمیت و روابط شاعر با جامعه پیرامونش است من زندگی را جرعه جرعه نوشیده ام شکافته ام بافته ام من شکافتن و بافتن زندگی ام را صادقانه نوشته ام شعرهای من شعرهای یک زن ساده و صمیمی و بی نقاب است که در ضمن بلوچ است و بلوچ از دروغ گفتن بیزار است در ضمن یادتان باشد صداقت یک شاعر پل ارتباطی او با خوانندگانش هست.
۴- نظر خانواده در باره شعر گفتن و مطرح شدن شما چه بود ؟
خانواده من یک خانواده بسیار موفق است پسر بزرگم دکتر بابک خرمشاهی با وجود وقت کم صفحه اینستاگرام مرا هدایت می کند و بقیه افراد خانواده در هر فرصتی از حمایت من دریغ ندارند.
۵- باز هم به عنوان یک شاعر چقدر خودتان را مقید به وزن در شعر می دانید؟
همانطور که در تیتر یکی از مصاحبه هایم در روزنامه ایران نوشته شده بود من طرفدار ادبیات غیر ادبی هستم من شخصاً بجای دیوان های دشوار شعر از رویدادهای ساده زندگی الهام می گیرم راستش بزرگترین منبع الهام شعرهای من تجربیات شخصی من است که در قید و بند وزنش نیستم و جالب این است که بیشتر مخاطبانم این سبک ساده را دوست دارند.
۶- با نگاهی به اشعارتان احساس می شود دو واژه بلوچ و زن نقش قابل ملاحظه ای در بسیاری از اشعارتان دارد این دو واژه تا چه حد در شعر شما تاثیر گذار بوده اند ؟
دلیلش ساده هست چون من یک زن بلوچ هستم …در تمام شب های شعرم چه در ایران و چه در خارج از کشور با لباس کامل بلوچی پشت تریبون می ایستم این لباس حس غرور و امنیت و آرامش را به من می دهد.
۷- موضوع و مضامین اشعارتان بیشتر در مورد چیست و چه اوقاتی آن حس شعرتان به زبان دلتان جاری می شود ؟
بیشتر شعرهای من زنانه هست مکان و زمان تاثیری در زمان سرودن اشعار من ندارد برای من فرقی نمی کند زیر باران باشم یا در حال ظرف شستن … شعر وقتی به سراغ من می آید تمام کارهایم را رها می کنم و می نویسمش اگر ننویسمش با من قهر می کند و فردا به سراغم نمی آید … حتی گاهی شده که نیمه شب میان خواب و بیداری حس می کنم باید مطلبی را بنویسم بلافاصله شروع به نوشتن می کنم روزهای بعد کمی روی آن مطلب کار می کنم و بعضی از قسمتها را اضافه یا کم می کنم ولی حس همان حس اولیه است که به من چنگ انداخته.
۸- شما شعر اجتماعی نیز سروده اید و در آن شرح حالهای شور انگیز و قابل تاملی از حال و گذشته ارائه کرده اید می‌توانید در این مورد خودتان کمی توضیح دهید ؟
شعرهای اخیر من اغلب اجتماعی است خوانندگان مطالبم از من انتظار دارند که بی تفاوت از کنار اتفاقات رد نشوم مثلا حادثه ساختمان پلاسکو حادثه تصادف قطار در سمنان و…. حوادثی نبود که آسان بتوان از کنارش گذشت.
۹- ؟به نظر خودتان ویژگی اصلی شعرهای شما در چیست
در سادگی و واقع نما بودن آن است برای مثال شعر ضیافت ساده مادر که شرح سفری به زادگاهم زاهدان هست در سوئد و در روز زن به عنوان شعر برگزیده انتخاب شد که از طرف شهردار مالمو به سوئد دعوت شدم این شعر مورد تشویق بسیاری از خوانندگان قرار گرفت همچنین در شب شعرم در اتریش بسیار مورد توجه قرار گرفت شعر من از غریزه و زندگی سرچشمه می گیرد من اصولاً تجربه و شناختی در ادبیات قدیم ندارم ولی بعد از انتشار پنج کتاب به این نتیجه رسیدم که هر سخنی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند به تعبیر تازه ای می توان گفت من طرفدار ادبیات غیر ادبی هستم.
۱۰- به عنوان یک بانوی بلوچ به نظرتان جامعه بانوان بلوچ در چه سمتی پیش می رود و استقلال و خود باوری خود را چگونه می بینند؟
بانوان بلوچ بسیار باهوش مدیر و لایقند همانطور که ملاحظه می کنید به جایگاهی که لیاقتشان را دارند رسیده اند وجود یک زن فرماندار بلوچ یک زن خلبان بلوچ و حضور فعال اینروزهای بانوان بلوچ در عرصه های فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی گواه این مطلب است. برای مثال میتوانم از خواهران نمونه خودم بگویم جمیله بهجتی مدیر عامل موسسه خیریه شاه پری، پرفسور فرخنده بهجتی نابغه ژنتیک، مریم بهجتی عضو هیات منصفه دادگاهی در خارج از کشور همه نمونه بارزی از زنان سختکوش و موفق بلوچ هستند تا باد چنین بادا.
۱۱- چه صحبتی برای دختران و بانوان مجله دارید ؟
برای آرزوهایشان تلاش کنند و هرگز از پا ننشینند.
۱۲- اگر امکان دارد در مورد واژه های زیر یک جمله کوتاه یا کلمه ای که به نظرتان می رسد بگویید؟
شعر: اگر نبود نفس کشیدن برایم سخت بود
بانوی بلوچ: وفادارترین، لایقترین، مهربانترین و صبورترین زن
پوران فرخ زاد: همیشه دوست و مشوق من در دنیای شعر.
عشق: دلیل طعم خوش زندگی.
نسرین بهجتی: زنی که عاشق زندگی است.
زندگی: اتفاقی که دوبار نمی افتد.
خوشبختی:آرامش.
موفقیت: از خود بطلب هر آنچه خواهی تویی.
۱۳- مجله بانوک را چگونه دیدید و به نظرتون آینده ی بانوک برای بانوان این استان چه بازدهی مفیدی خواهد داشت؟
مجله بسیار شیرین و موفقی است در اینجا لازم است از شما و دست اندرکان این مجله موفق بخاطر دعوتی که از من کردید تشکر کنم.آینده روشن این مجله را نه من بلکه همگان پیش بینی کرده اند.
۱۴- به عنوان یک بانو رسالت خود را در چه می بینید؟
رسالت یک زن از مادری آغاز می شود به گفته تمام فرزندانم من یک مادر نمونه هستم و همین برای من کافیست.
۱۵- بهترین اتفاقی که در این چند سال اخیر شما را بسیار خوشحال کرده کدام اتفاق است؟
راه اندازی موسسه خیریه شاهپری توسط خواهر سخت کوش من جمیله بهجتی است اسم انجمن الهام گرفته از نام بانوی بلوچی است که دانایی و توانایی آن زبان زد بسیاری از مردم استان سیستان و بلوچستان است بانویی که به دور از هرگونه تبعیض خانه اش پناهگاه همه کسانی بود که خواهان تغییر سرنوشت خود بودند در دیاری که آموزش دختران خلاف قاعده بود نازنین مادرم شاهپری برای تحصیل دخترانش با تمام قوا ایستاد این شهامت امروزه انگیزه ایجاد انجمن شاه پری توسط خواهر عزیزم جمیله بهجتی شد در اینجا لازم می دانم از طرف تمام افراد خانواده ام و تمام مردم بلوچ از زحمات بی دریغ خواهرم تشکر کنم.
۱۶- ما هم به نوبه خود به خانم جمیله بهجتی تبریک می گوییم آنطور که شنیده اید فعالیت های انجمن شاهپری شناسایی زنان سرپرست خانوار و بد سرپرست و کمک در جهت توانمند نمودن آنان و جلوگیری از ترک تحصیلشان می باشد؟
بله دقیقا همینطور اجرای پروژه شادی و امید به آینده برای مادران و فرزندان آنان که دچار بیماری تالاسمی ماژور و هموفیلی می باشند … راستش پرمخاطب ترین دلنوشته من در سال گذشته به نام پری ناز محصول گفتگو تلفنی من و خواهرم بود فردای آن روز وقتی در فضای مجازی این دلنوشته را به اشتراک گذاشتم خواهرم به من گفت انگار تو در کنار پری نازها بودی من گفتم به عنوان یک نویسنده و شاعر مشاهدات تو و طرز بیانت برای من کافی بود که من در محیط قرار بگیرم.
۱۷- بهترین شعری که حس می کنید سروده اید را برای خوانندگان خود نام ببرید؟
شعرهای من یک زنم …مادرم شاه پری …سی پله … مهتاب زن سرزمین من … بهشت بلوچستان …ضیافت ساده مادر … راز آفتابگردان … هفده سالگی من … زن بلوچ … خدایا بلوچستان را تاب نده …سیل بلوچستان … برف در بلوچستان … پری ناز …تنهایی … ریل … هانی و شیمرید …مرگ قو …. برای خوانندگان عزیز مجله شما دل نوشته مهتاب زن سرزمین من را انتخاب می کنم.

با تشکر از شما که وقتتون رو به ماهنامه پر مخاطب بانوک اختصاص دادید.

گزارشگر: ملیحه ریگی

ژولیت رودینی، خواستن توانستن است

توصیه دکتر ژولیت رودینی به خانمها ؛
خواستن توانستن است فقط باید باور داشت و برای دست یابی به باور باید تلاش بکنیم

-۱خانم رودینی در ابتدا خودتان را برای مخاطبان مجله بانوک معرفی کنید؟
*من ‍ژولیت رودینی هستم در۱۵ بهمن ۱۳۵۹ در زاهدان و از یک پدر ومادر بلوچ متولد شدم و دارای یک فرزند پسربه اسم محمد عرفان ویک دختر به نام دونیکا هستم که به تازگی دکترای خود را از دانشگاه لایپزیک آلمان در رشته روانشناسی دریافت کردم خوشحال هستم که این وقت به من داده شد تا بتوانم مصاحبه ای را با مجله موفق بانوک جوان داشته باشم

۲-چرا لایپزیک ؟
دانشگاه لایپزیک آلمان جایی هست که اولین لابراتوار روانشناسی دنیا توسط ویلیام وونت در این دانشگاه پایه گزاری شد و دانشمندان بزرگی مانند زیگموند فروید در این جا به تحقیق پرداخته اند.
-۳ بعنوان کسی که همه او را یک نخبه می دانند آیا از همان کودکی درسخوان بوده اید؟
از آنجایی که پدر من در ارتش بوده است چندسالی از دوران دبستان خود را در شهر سنندج گذراندم که همزمان با جنگ تحمیلی ایران وعراق بود پس از دوران دبستان برای ادامه زندگی به شهر زاهدان برگشتم و سایر دوران تحصیل را در شهر زاهدان گذراندم .
در این باره که درس خوان بوده ام یا نه نمی توان گفت که درسخوان بوده ام چرا که شرایط زندگی برایم بسیار ساده بود ودر مقایسه با بچه های امروزی امکانات لازم برایم فراهم نبود تا بتوانم با آرامش خاطر به درس خود ادامه بدهم چرا که هرانسانی در زندگی خود دارای مشکلانی می باشد ومن هم از این قاعده مستثنی نبوده ام اما از دانش اموزانی بودم که همواره تلاش میکردم تا بتوانم نمرات خوبی را کسب کنم تا به اهدافی که دارم برسم .
۴:چه عواملی باعث شد که دختری بلوچ در درون جامعه ای که برای زنان مرزهای غیرقابل گذری تعیین کرده است آرزوهایی در سر بپروراند که از این مرزها هم فراتر رفته باشد؟

در باره دختران بلوچ باید بگویم که این دختران شاید مظلوم ترین دختران دنیا هستند و من مظلوم تر از دختران بلوچ جایی را ندیده ام چراکه زنان بلوچ واقعا صبور ، مهربان وبا گذشت هستند که قابل ستایش هست، اما این صبور بودن و از خود گذشتگی بسیار زیاد را چندان جالب نمی بینم چرا که باعث می شود از خود وبسیاری از نیازهای خود باید گذشت تا بتوان خانواده را راضی نگه داشت که در جای خود بسیار کار مقدسی می باشد اما انسان گاهی اوقات نیاز دارد که برای خود بیشتر از هرکسی ارزش قایل باشد که این کمتر در زنان بلوچ دیده می شود ، زنان بلوچ زنهایی هستند که حتی از بسیاری نیازها وآرزوهای خودبه خاطر خانواده واقعا می گذرند .
۵: خانواده در موفقیت و پیشرفت علمی شما چه نقشی داشته است؟
من اگرچه محدودیت هایی را داشته ام اما اهدافی را هم برای خود داشته ام و خانواده من نقش بسیار بزرگی را داشته اند به وی‍ژه پدرم که در کودکی از مشوقان من بود ومرا با زندگی دانشمندان و افراد بزرگ به عنوان یک نماد و سمبل آشنا کرد . افراد موثری در خانواده من حضور داشته اند که در تمام مراحل تحصیل برروی من تاثیرات فراوانی را گذاشته اند وباعث دلگرمی شده اند خوشبختانه در هردوره از زندگی خداوند افراد تاثیر گذار را وارد زندگی من کرده است که نمی توان کمک های آن ها را در تغییر مسیر زندگی ام نادیده بگیرم از همه تک تک اعضای خانواده ام بابت همه حمایتهایی که از من داشته اند قدردانی می کنم
۶ :در مورد مسیری که برای رسیدن به این موفقیت طی کرده اید صحبت کنید؟
برای رسیدن به دانشگاه لایپزیک مشکلات فراوانی را داشته ام از گرفتن پذیرش در این دانشگاه تا زمانی که فارغ التحصیل شده ام زمانی که در دبیرستان بودم کتابی از روانشناسی را مطالعه کردم که با دانگاه لایپزیک آشنا شدم و از همان زمان این آرزو را داشتم که از این دانشگاه فارغ التحصیل بشوم واین موضوع همواره به مانند یک ستاره در ذهنم چشمک می زد که باید به این هدف و آرزوی خود دست پیدا کنم .
دوران لیسانس را در دانشگاه روانشناسی الزهرا به اتمام رساندم و درسال ۱۳۸۴ فارغ التحصیل شدم وبعد از آن به مالزی مهاجرت کردم و در دانشگاه مالزی فوق لیسانس خودم را در رشته روانشناسی مشاوره گرفتم وبعد از آن به این نتیجه رسیدم که وقت آن رسیده که بخواهم بزرگتر فکر کنم و به همین خاطر تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل به دانشگاههای اروپایی بروم و از دانشگاههای مختلف پذیرش گرفتم اما در نهایت توانستم در دانشگاه لایپزیک تحصیلات خود را ادامه بدهم وفارغ التحصیل بشوم .
۷: به نظر شما نخبگان علمی چگونه می توانند در رشد و پیشرفت جامعه سیستان و بلوچستان سهیم باشند.مشکلات پیش رو برای ورود این قشر به مسائل اجتماعی چیست؟
*به عنوان یک شخص که از آن به عنوان یک نخبه یاد می کنند از طریق صفحات اجتماعی وفضای مجازی تمام تلاشم این هست تا به افراد مختلف و بویژه دختران وزنان بلوچ این اعتماد به نفس را بدهم که می توانند قوی باشند به اهداف و آرزوهایی که در ذهن خود دارند برسند اما فقط باید باور داشته باشند که می توانند به به آرزوی های خود دست پیدا می کنند .
۸: کلا وظیفه ای یک نخبه علمی در قبال جامعه ش چیست؟ بعنوان کسی که موفقیت های بزرگی کسب کرده و می تواند رفاه خود را تامین کند بازهم نسبت به جامعه تان وظیفه های احساس میکنید؟
*کاری که اکنون انجام می دهم این است که میزان سلامت روان افراد به ویژه زنان را بالاتر ببرم چون واقعا زنان در جامعه ما بسیار آسیب پذیر هستند ودر گیر بسیاری از مسایل هستند که شاید تحمل آن برای یک زن بسیار سخت باشد اما همان طور که قبلا عرض کردم خوبی بانوان ما این است که بسیار صبور هستند وقطعاً نسبت به جامعه خود احساس وظیفه می کنم واین احساس باعث شده تا علاوه بر مشغله ومشکلاتی که دارم به افراد مشاوره بدهم و مطالب علمی را به صورت ساده نشر بدهم تا سطح دانش زنان مملکتم را بالا ببرم .
۹:با توجه به تعاملاتی که با دختران بلوچ در زندگی داشته اید سطح فکری و علمی آنان را چگونه ارزیابی میکنید؟
*سطح فکری دختران بلوچ بسیار خوب است وقابل مقایسه با ده یا بیست سال گذشته نیست وشاید به خاطر وجود رسانه ها و شبکه های اجتماعی می تواند باشد این موضوع باعث شده تا هربار که به ایران سفر می کنم به خاطر سطح تفکر دختران بلوچ شگفت زده بشوم چون واقعا شوق واشتیاق زیادی در بین آنها برای تغییر در خود و ادامه تحصیل وجود دارد .
۱۰:اوضاع را برای تحصیل یک دختر بلوچ در دانشگاهای دیگر چگونه میبینید؟ چگونه یک دختر می تواند سد تمام نباید های منفی را بشکند و تا بتواند در خارج از کشور به موفقیت برسد؟
موفقیت می تواند در چارچوبی که یک شخص زندگی می کند اتفاق بیفتد ونیازی به این نیست که حتماً در خارج مرزهای ایران ودر خارج اتفاق بیفتد وهر کس براساس نیاز و آرزویی که در ذهن دارد میتواند پیشرفت کند وبه اهداف خود برسد و این میتواند کاملا متفاوت باشد .
موفقیت های بزرگ به این نیست که حتما در خارج از ایران باشیم و در کشور خودمان ایران هم می توانیم به موفقیتهای بزرگ دست پیدا بکنیم.
۱۱-چرا در روز دفاع از رساله ی دکترایتان آن هم در یک کشور خارجی که شاید تمام حضار آن جلسه نامی از بلوچ نشنیده بودند با لباس بلوچی حضور یافتید؟ هدفتان از اینکار چه بود؟
یکی از دلایلی که باعث شد در جلسه دفاعیه خود با لباس بلوچی حاضر شوم و جلسه دفاعیه خودم را به این صورت شروع کردم که من یک دختر بلوچ هستم که از محروم ترین منطقه ایران به اینجا آمده ام و آرزوهای خود را دنبال کرده ام تا به اینجا رسیده ام و این در واقع یک فرصت بود برای من که بتوانم به زن های کشور و زن های بلوچ نشان بدهم که خواستن توانستن است فقط باید باور داشت و برای دست یابی به باور باید تلاش بکنیم .

۱۲:به نظر شما دختران دانشجو در این استان چه مشکلاتی دارند؟
مشکلات بیرونی نباید روی اهداف ما تاثیر بگذارد . من برای رسیدن به اهدافم هیچ چیزی بالاتر از زنان بلوچ نداشته ام بلکه همت پشتکار و رسیدن به هدفم باعث شد تا به آن دست پیدا کنم .
۱۳-مهمترین دستاوردهایتان از تحصیل در دانشگاه لایپزیک آلمان چه بوده است؟
مهم ترین دستاور من فارغ التحصیلی در دانشگاه لایپزیک و تحصیل در آن با نمره بسیار عالی بود و مقالاتی که از من به صورت بین المللی به چاپ رسیده که باعث شده که در حوزه بین المللی به مفهومی دست پیدا کنم به اسم آمادگی روانی در شرایط بحرانی که این مفهوم برای اولین بار توسط گروه ما در دوران تحصیل در مقطع دکترا انجام شد که از بزرگترین افتخارات من بود و در همین راستا ما ابزاری داریم برای سنجش روانی افراد جامعه در برابر شرایط سخت مثل تصادف بلایای طبیعی که با این ابزار می توان میزان روان افراد را سنجش کرد و براساس آن مشاوره خود را انجام بدهیم واستراتژی هایی را داشته باشیم
۱۴:برای آینده تان چه برنامه هایی در ذهن دارید؟
برای آینده پس از فارغ التحصیلی به این موضوع می اندیشم که بتوانم دوران تخصص را شروع کنم و این موضوع حتما در برنامه های من هست وبه تازگی توانستم در یکی از بهترین بیمارستانهای برلین مشغول به کار شوم واین فرصت برای من بوجود آمده است که بتوانم به صورت عملی کار بکنم و ازطرفی تخصص خود را ادامه بدهم

اولین جمله با شنیدن کلمات زیر
سیستان وبلوچستان : منطقه ای محروم با بهترین و مهربانترین مردم ایران
دختران سیستان و بلوچستان :‌دخترانی بسیار مهربان ، زیبا ، باهوش ودیندار
دانشگاه :‌مهد علم وجایی رسیدن به آرزوها ومحیطی که هرگز از آن خسته نخواهم شد
ژولیت رودینی : کسی که تا لحظه مرگ خوش بین به زندگی است ونا امید نخواهد شد حتی با وجود مشکلات بسیار زیاد
هدف :‌آ رزو بدون هدف می تواند هیچ باشد یکی از مهمترین نیازها وچشم اندارها برای رسیدن به هدف می تواند باشد
روانشناسی : برای من یعنی آرامش
دانشگاه لایپزیک :‌جایی که من آرامش داشتم و برایم سرشار عشق بود وتشنه یادگیری بودم
زندگی :‌خیلی ماجراجویی می خواد که بتوانیم آن را بوجود بیاوریم
۱۵:سخن پایانی تان برای خوانندگان مجله بانوک؟
*سخن آخر من این است که همه شما قابلیت رسیدن به هدف هایتان را دارید فقط برای رسیدن به آن باید تلاش و برنامه ریزی داشته باشید نا امید نباشید وادامه بدهید به امید این که روزی وضعیت استا نمون بهتر بشود و دنیای بهتری را داشته باشیم .

گزارشگر: ملیحه ریگی

مینا مقیمی،از همه دختران و بانوان استانم می خواهم در حوزهای فرهنگی ، اجتماعی فعال باشند

دعوتی از جنس مهربانی
از همه دختران و بانوان استانم می خواهم در حوزهای فرهنگی ، اجتماعی فعال باشند

حضور فعال بانوان و زنان سیستان و بلوچستان در عرصه مسئولیت های فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی در چند سال اخیر رشد خوبی داشته است. این موضوع مهم مژده آینده خوبی برای استان را می دهد چرا که بالندگی و رشد یک جامعه وابسته به حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر است البته که باید در این بین چارچوب های قانونی هم رعایت و حفظ شود.
به همین مناسبت به سراغ خانم مینا مقیمی رفتیم ایشان مدتی هست که مسئولیت معاونت فرهنگی و جوانان اداره کل ورزش و جوانان استان را بر عهده گرفته اند در این مصاحبه خانم مقیمی از کارها و برنامه های خود برایمان گفته اند.

بانوک جوان : در ابتدا خودتان را برای مخاطبان مجله بانوک معرفی کنید؟
به نام خدا ، مینا مقیمی هستم مدتی هست معاونت فرهنگی و امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان استان را برعهده گرفته ام.
بانوک جوان : در مورد فعالیت های خودتون بفرمایید؟
با عنایت به اینکه اینجانب افتخار همکاری در کلیه واحدهای اداره کل را داشته و مدتی مدیدی از خدمتم را در گروه توسعه ورزش بانوان سپری نموده ام تمام سعی ام را در راستای توسعه ورزش بانوان به اتفاق همکاری نموده ام زیرا که جامعه ای سالم است که مادران آن جامعه تندرست و سلامت باشند و اکنون هم که در این سمت انجام وظیفه می نمایم با مشکلات عدیده بانوان آشنایی کافی داشته و از طریق ثبت سمن هایی که خود بانوان استقلال کاری داشته همت گمارده امیدوارم که بتوانیم در این خصوص هم به یاری خداوند منان موفق باشیم.
بانوک جوان : از وظیفه خودتون بگویید… آیا خانم مقیمی در جامعه مردسالار این استان توانسته بخاطر مسئولیتی که در اختیار دارد حضور موفق بانوان را ثابت کند؟
امیدوارم با حمایت مسئولین استان بتوانیم در این راه گام های موثری برای جوانان استان برداریم. بانوان با تجربه و توانمند بومی استان توانستند سهم خود را هر چند کم از کرسی های سیاسی و اجتماعی بگیرند امیدوارم که این مسیر ارتقاء حاصل شده و با توجه به جمعیت بانوان عدالت کاری مهم رعایت گردد.
بانوک جوان : در مورد نگاه خودتون به حوزه بانوان در استان اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
بانوان استان ما لیاقت بهترین ها را دارند پس باید همیشه در این راه تلاش و سعی وافری نموده تا ضمینه های مناسبی را جهت تفریحات سالم و دیگر فعالیتهای آنها میسر کنیم ،خداروشکر با هم فکری همکاران و دوستان خوبم تاکنون مشکل خاصی نداشته و مسئولیت بنده ایجاب می کند که با همه مدیران محترم موسسات مردم نهاد جوان استان یکدل و یکرنگ باشیم.
بانوک جوان : موسسات و سمن های شما بیشتر در چه حوزه های فعالیت می کنند؟
الحمدالله همانطور که از اسم مجموعه ما پیداست اکثر موسسات ما در حوزه های جوانان فعالیت می کنند در حوزه بانوان و دختران هم موسسات خوبی در سطح استان فعال شده اند که با موضوعات متفاوتی فعال هستند و بنده از همین تریبون و رسانه از تمام دختران خوب و فعال استان در هر کجایی که هستند می خواهم که در این عرصه یعنی تشکیل سمن و فعالیت در حوزه های فرهنگی ، اجتماعی ، اشتغال آفرینی به ما مراجعه کنند ما نهایت همکاری را با آنها می کنیم.

بانوک جوان : صحبت شما با مسئولین ؟
امیدوارم کلیه مسئولین استان با همکاری و هماهنگی های لازم آینده بهتری را برای بانوان سرزمینم ترسیم نمایند. انتظارم از مسئولین حمایت از توانمندی ها و ایجاد بستر مناسبی برای رفاه و تفریحات این مردم سخت کوش و خونگرم و مهربان است.

بانوک جوان : چه صحبتی برای دختران جوان این استان دارید؟
در یک جمله تحصیل- تهذیب و ورزش را به همه دختران جوان اکنون و مادران سالم و تندرست آینده سفارش می کنم.
بانوک جوان :بهترین اتفاق زندگی شما چه بوده؟
زندگی من هم مثل همه انسان ها فراز و نشیب هایی داشته که هر کدام جایی خودشان کوله باری از تجربه را بهمراه آورده است، بدترین ترس من از دست دادن عزیزانی هم چون والدینم بود که متاسفانه امسال با فوت پدرم این ترس را تجربه کردم امیدوارم روحش شاد باشد و یادش گرامی.
بانوک جوان : فعالیت در حوزه ورزش را بیشتر دارید یا حوزه جوانان؟
باتوجه به اینکه افتخار انجام وظیفه در هر دو حوزه کاری را داشته و تحصیلاتم هم تربیت بدنی و علوم ورزشی است اما کارکردن در هر دو جا جذابیت ها و سختی ها و خوشی های خودش را داشته و من با همت همکارانم هر دوجا توانستم رسالتم را در حوزه کاری انجام دهم.

بانوک جوان : اگر معاون فرهنگی و امور جوانان نبودید دوست داشتید چه کاری انجام می دادید؟
معلمی را در هر سطحی دوست دارم آموزش به افرادی که با شوق و ذوق پای آموزش می نشیند تا تمام دانش و علم خود را در اختیارشان قرار دهد من را به وجد می آورد.
بانوک جوان : آیا اهل مطالعه هستید؟آخرین کتابی که مطالعه کردید؟
اهل مطالعه هستم اما مشغله کاری و خانوادگی زیادی دارم و کمتر فرصت مطالعه برایم پیش می آید آخرین کتابی که خوانده ام از کتابهای درسی ام بود.
بانوک جوان :در پایان چه صحبتی برای مخاطبین مجله بانوک دارید؟
با تشکر از شما بزرگواران و همچنین آرزوی سلامتی و تندرستی برای مخاطبین بانوک دارم.

زهرا ریگی، یک حس درونی مرا به طرف هنر می کشاند

در گفتگو با یک بانوی هنرمند

تنها هدف من طراحی بوده و هست

یک حس درونی مرا به طرف هنر می کشاند

هنر سوزن دوزی بلوچی جایگاه ویژه ای در جهان دارد.

 

گفتگو با هنرمندان همیشه جالب و خواندنی هست چرا که آنان که همیشه زیبا می بینند و زیبا فکر می کنند حرفهای جالبی برای گفتن دارند . خانم زهرا ریگی از جمله همین مهربان بانوان استانمان هستند که با عشق و علاقه فراوانی که در این حوزه کشیده اند سعی در معرفی هنر سرزمین ایران زمین در داخل و خارج داشته اند . او در این مصاحبه از علاقه اش به این رشته و مشکلاتی که در این راه داشته برایمان گفت . ما هم در همین جا برای هزارمین بار از مسئولین عزیز استان خواهش می کنیم شما را به خدا از هنرمندان ما حمایت کنید اینقدر شعار ندهید؟

 

 

 

 

 

در ابتدا قدری خودتان را برای خوانندگان محترم معرفی بفرمایید؟ از دوران کودکی تا به امروز؟

 

*زهرا ریگی متولد ۵۹، کارشناس کامپیوتر و کارشناس سوزندوزی از همون ابتدا علاقه زیادی به هنر و طراحی داشتم .همیشه در کنار تحصیل کار طراحی رو انجام می دادم و بیشتر لباسهایم رو خودم ترکیب رنگ یا طراحی می کردم، حتی اگر لباس آماده می خریدم حتماً یه تغییری در طرحش انجام می دادم.

۲- آیا چیزی که خود را امروز می بینید اولین رویا و هدف زندگیتان بوده است؟

 

*طراحی تنها هدف من بوده و هست من همیشه خودم را یک طراح موفق می دیدم. شاید باورتان نشود اما واقعاً همین موفقیت هایی که امروز داشتم را در رویاهام دیده بودم بارها و بارها.

۳- از چه زمانی به سوزن دوزی علاقه داشته اید؟ قدری توضیح دهید؟

 

 * مثل هر دختر بچه بلوچی که از نزدیک شاهد سوزندوزی زنان اطرافم بودم من هم با این هنر کم کم آشنا شدم و یک حس درونی مرا به سوی این هنر می کشاند . همیشه به دنبال نوع آوری بودم طوری که نوع دوخت، ترکیب رنگ و نقش را با توجه سلیقه خودم عوض کنم.

۴- در مسیری که به عنوان یک فرد موفق طی کرده اید تا چه اندازه عوامل بیرونی موثر بوده اند؟

*در موفقیت هایم بزرگترین حامی من همسرم و خانواده ام هستند.

۵-  از چه زمانی تحصیلات دانشگاهی شما معطوف به علاقه تان شد؟ کلاً علاقه بود یا سرنوشت شما را به آنجا کشاند؟  

*من رشته هنر رو خیلی دوست داشتم اما پدر و مادرم می خواستند حتماً در رشته تجربی یا ریاضی ادامه تحصیل بدهم واقعاً یکی از آرزوهایم تحصیل در رشته هنر بود .البته هنر و طراحی  را همیشه در کنار کارهایم انجام می دادم الان هم آناتومی و طراحی لباس رو در دانشگاه تدریس می کنم.

۶- مهم ترین عوامل موفقیت تان را چه چیزهای می دانید؟

*مهمترین عامل موفقیتم حمایت و تشویق های همسرم بوده وهست.ایشان خیلی تشویقم کردند همیشه ایده های من را با تلاش و کمک به مرحله عمل می رساندند.

  ۷- کمی در مورد جایگاه صنایع دستی بلوچستان در عرصه هنر صحبت کنید؟

  *ما درسیستان و بلوچستان به غیر از سوزندوزی هنرسفالگری بسیار خاص و منحصر بفردی داریم که اون هم کار خانم های خوش سلیقه و سخت کوش بلوچه.

۸- به نظر شما اوج هنر سوزن دوزی بلوچ در چه دوره ای بوده است؟

*هنر سوزندوزی همیشه جایگاه والایی در بلوچستان میان مردمان بلوچ داشته  و مورد توجه دیگر نقاط شد که حتی در دوران پهلوی این هنر به دربار ایران راه پیدا کرد و مستقیماً برای خانواده پهلوی به عنوان لباس های فاخر طراحی و دوخته می شد در آن دوره خانم جهانبانی همسرسرهنگ هوشنگ خان ریگی به همراه آقای کیوان خسروانی  یک تیم زبده از هنرمندان  سراسر کشور تشکیل دادن هنرمندانی هم چون استاد طریقی، استاد چیت ساز، خانم پری ذلفقاری استاد کاران هنر  کلاقی در آذربایجان و

هدف این گروه توسعه هنرهای سنتی و بسیار فاخر ایرانی بود که بتوانند به مرحله ایی برسند که تکیه بر چاه های نفت را کم کنند. کیوان خسروانی طراح  دربار بود قبل از اینکه فرح دیبا ملکه شود لباس ها و پوشاک دو ملکه قبلی مستقیماً زیر نظر طراحان موسسه دیور در فرانسه آماده می شد، بعد از اینکه فرح دیبا ملکه شد آقای خسروانی را به عنوان طراح لباس از فرانسه به ایران دعوت کرد این مطالب را خود آقای خسروانی برام توضیح دادند که الان مقیم فرانسه هستند.

۹- چگونه می توان از  طریق سوزن دوزی کسب و کار راه انداخت؟ 

*به راحتی می توان با حداقل سرمایه یک کسب کار با درآمد خوب در رابطه با این هنر داشته باشیم کافیه کمی خلاقیت را چاشنی کارهایمان بکنیم

 

 

۱۰- چقدر سیاست های دولت را در ایران در بحث صنایع دستی و بخصوص سوزن دوزی موفق و کارا می دانید؟ 

* متاسفانه مسئولین در استان هیچگونه حمایتی از من انجام نداده اند که امیدورام این رویه اصلاح شود و نگاه مسئولین به کارهای هنری از زاویه های کلیشه ای در بیایید و در عمل به میدان بیایند.

۱۱- با نگاه به تاریخچه سوزن دوزی بلوچی و وضعیت کنونی آن چه آینده ای برای این صنعت می بینید؟ آیا روزی می رسد که در بلوچستان هیچ کسی با آن آشنا نباشد 

*این هنر به خوبی خودش را در دنیا نشان داده بود هنوز هم موزه های معتبر دنیا نمونه ای از پارچه های سوزندوزی بلوچ رو نگهداری می کنند، اگر دوباره این هنر را از لباس های سنتی زنان بلوچ به لباس های مدرن و روز دنیا تغییر بدهیم مطمئنن جایگاه ویژه ای  در طراحی های نفیس دنیا خواهد داشت.

۱۲– یک شوخی جدی … به نظر شما آقایان هم می توانند در سوزندوزی دستی بلوچی موفق بشوند؟ کلاً می توان افق روشنی برای این ایده متصور بود؟ 

*همسر من جزو همان آقایانی است که در زمینه طراحی کمکم می کند باید بگویم کسانیکه را می شناسم که در این حوزه فعال و علاقمند هستند بیشترشان آقایان بلوچ هستند که طرح ها و ایده های جالبی برای سوزندوزی دارند.

 

 

۱۳– با توجه به اینکه شما در زمینه  سوزن دوزی بلوچی مطالعات و تالیفات زیادی دارید آیا جایی در دنیا است که کارهایشان با هنر سوزن دوزی بلوچی شباهت داشته باشد؟

*طبق تحقیقاتی که داشتم متوجه شدم در هر گوشه از دنیا یکی از تکنیک های سوزندوزی بلوچ انجام می شود، مثلاً در کشور اوکراین، فلسطین، افغانستان و مناطقی از اروپا که از تکنیک گراف دوزی استفاده می کنند یا در مکزیک، آمریکای شمالی و اسپانیا تکنیکی از سوزندوزی دارند که کاملاً مشابه باتکنیک “روبر” یا “گورکش” در بلوچی دوزی می باشد.همین طور در ارمنستان از تکنیک های در سوزندوزیشان استفاده می کنند که همانند دوخت های  ” پریواردوزی” که در بلوچی دوزی است. می توانم بگویم سوزندوزی بلوچ مادر بیشتر سوزندوزی های ایرانی و ملل است.

۱۴ به عنوان فردی که سالها است که به عنوان یک صنعتگر یا هنرمند فعالیت داشته اید، نظرتان راجع به ادغام میراث فرهنگی و صنایع دستی که چندسالی می شود انجام شده چیست؟ 

*ادغام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با صنایع دستی فرصت خوبی رو برای صنعتگران صنایع دستی ایجاد کرده تا بتوانند در کنار هم به پیشرفت های چشمگیری برسند. لازمه معرفی و آشنایی هر چیزی در دنیا تبلیغ خوب است وقتی یک گردشگر وارد یک منطقه جدید می شود و با مردم فرهنگ هنر و سنت آن منطقه آشنا می شود، به راحتی از صنایع دستی منطقه هم بازدید می تواند داشته باشد همین باعث رشد و توسعه بیشتر این هنر خواهد بود.

۱۵– شما به کشورهای مختلف سفرهایی در زمینه کاری تان داشته اید و از نزدیک جایگاه صنایع دستی را در آن کشورها لمس کرده اید؟ یا مطالعاتی در این زمینه داشته اید. میزان توجه سایرکشورها را به صنایع دستی در مقایسه با ایران چگونه می بنید؟

*همه کشورها حتماً فرهنگ و پیشنه ایی برای خودشان دارند ولی باید بگویم ایران یکی از بزرگترین تمدن های باستانی را داشته است . فرهنگ و هنر این کشور زبانزد خاص و عام بوده است.اما واقعاً توجه چندانی به هنر و صنعت ایران نمی شود. واقعاً از هنرمند حمایت نمی شود. در یک مقطع از زمان شاید این هنرها از گوشه گوشه ایران جمع آوری شد و بعضی هایشان که منسوخ هم شده بود احیا شد .اما این قضیه برای مدت زیادی تقریباً فراموش شد. به عنوان مثال کارخانه پارچه بافی ایرانشهر که صرفاً برای تولید پارچه مصرفی سوزندوزان  احداث شده بود متاسفانه برای همیشه تعطیل شد وحتی تا چند سال پیش نمایشگاه ها همگی رایگان بودند و هنرمندان رایگان محصولاتشان  را برای فروش و نمایش می گذاشتند.اما الان در تمام نمایشگاه ها هزینه غرفه را صنعتگر و هنرمند باید پرداخت کند این باعث می شود که در دراز مدت فقط مافیا صنایع دستی و افراد معدودی بتوانند در این نمایشگاه ها را شرکت کنند.

۱۶– سوزن دوزی را به عنوان یک شغل می شناسید یا یک تفریح و فراغت؟ *سوزندوزی در وهله نخست یک هنره و حتماً یک شغل مناسب.شاید قبلاً به عنوان یه تفریح می دیدمش اما الان می بینم که می شود با خلاقیت و نوآوری کارهای جالبی در کسب و کار از این راه انجام داد.

 

۱۷– از نمایشگاه هایی که تاکنون برپاکرده اید بگویید ارتباط مخاطبین را با تولیدات خود چگونه می بیند؟(البته اگر نمایشگاهی برگزار کرده اند)

*من هر سال نمایشگاه های مختلفی در ایران و خارج از کشور برگزار می کنم آن چیزی که خیلی برایم جالب است استقبال چشمگیر مردم خصوصاً در خارج از کشور بوده است، وقتی از ایران پیشینه، تمدن، فرهنگ و هنرش صحبت می کنید کاملاً افراد را به خودش جذب می کند.

۱۸– قدری در مورد کتاب هایی که تاکنون نوشته اید توضیح دهید؟

*من و همسرم اولین کتاب های معرفی و آموزش سوزندوزی بلوچ رو تالیف کردیم. وقتی در نمایشگاه های مختلف شرکت می کردیم همه به دنبال یک منبع مستند در رابطه با پیشینه و معرفی این هنر بودند این باعث شد که به فکرتالیف اولین کتاب معرفی سوزندوزی بلوچ بشویم و  خوشبختانه این ایده عملی شد.

۱۹– غیر از زمینه فعالیتتان چه شغل و حرفه ای دارید؟ چه شغل و حرفه ای را دوست دارید و تجربه نکرده اید؟ 

*به غیر از سوزندوزی من هنر و کامپیوتر را در دانشگاه تدریس می کنم.

۲۰– تا چه اندازه در زندگی تان با مشکلات آشنا هستید؟ می گویند هر انسان موفقی مشکلات خیلی زیادی پشت سر گذاشته آیا این در مورد شما صدق می کند؟ چه مشکلاتی بر سر راهتان دیده اید؟

 

*همیشه مشکلات باعث می شود بهتر فکر کنید . مهمترین مشکل من عدم سرمایه کافی بوده است. اما باز هم کوتاه نیامدم و در حد توانم کارهایم را انجام دادم. مثلاً برای چاپ کتاب هایم چون هیچ ارگان و سازمانی حمایت نکرد مجبورم خودم به عنوان ناشر مولف به صورت دیجیتال چاپ کنم. البته که قیمت کتاب با این روش خیلی برای من و خواننده بیشتر می شود اما باز هم خواستم حتماً چاپ بشود

-۲۱  نظرتان راجب به کسب ثروت چیست؟ چقدر در مسیر زندگی و فعالیت هایتان متوجه این نکته بوده اید؟

*ثروت همیشه خوب است.اصلاً نمی توانم بگویم که برایم اهمیت نداشته است اما سعی کردم که قبل از اینکه به کسب ثروت فکر کنم بیشتر هنرم را معرفی کنم حتی اگر شده به رایگان، مثلاً در نمایشگاه ها و فضای مجازی آموزش رایگان بلوچی دوزی را دارم.

۲۲ چه راهنمایی هایی برای کسانی که می خواهند در عصر حاضر در سوزن دوزی به عنوان یک فرد موفق خودشان را نشان دهند دارید؟ به عنوان یک جوان که از همین نسل است جواب دهید؟

*می توانم بگویم همه سوزندوزان از ایده ها و تجربیات سایرین استفاده کنند واطلاعاتشان را کاملاً به روز کنند تا بتوانند در این زمینه موفق بشوند

۲۳– نظرتان راجع به مجله بانوک که یک سالی هست فعالیت می کند چیست؟ همیچوقت درموردش شنیدین و یا دنبالش کردید؟

*بله کاملاً با این مجله موفق بانوک جوان  آشنا هستم و مطالعه اش می کنم .این مجله اعتماد بنفس و خودباوری مضاعفی رو به تمام زنان و دختران این استان می دهد.

۲۶- سخنی دارید برای دختران و زنان استان؟

* توصیه من به بانوان استانمان این هست که هیچوقت محدودیت ها و کمبودها را بهانه ای برای عدم فعالیت هایشان نکنند. ما بزرگترین و غنی ترین و زیباترین فرهنگ و هنر را تو استان داریم که در انحصار زنان و دختران این استان از گذشته تا به امروز بوده است. پس سعی کنیم همیشه با فکرهای جدید این هنر را هم به سایرین معرفی کنیم هم منبع درآمد خوبی برای خودمان ایجاد کرده باشیم.

گزارشگر : ملیحه ریگی
 

زینب ریگی، موفقیت همین جاست فقط کافیه اراده کنی

موفقیت همین جاست فقط کافیه اراده کنی
موفقیت واژه زیباییست که همه ما دوستش داریم و تمام تلاش و همت خودمان را به کار می بندیم تا به آن برسیم و اصلا راحت تر بگویم هدف همه ما از زندگی کسب موفقیت در زمینه های گوناگون است .
زنان و دختران سیستانی و بلوچستانی چند سالی است که پل های تعصبات کور و به دور از فرهنگ والای اسلام را شکسته اند و با ورود به فعالیت های فرهنگی ، اجتماعی ، علمی و هنری خوش درخشیده اند و باعث افتخار کشور و استانمان شده اند یکی از این خانمهای باهوش و با استعداد خانم زینب ریگی است .این بانوی موفق در شهریور ماه امسال موفق به کسب گواهینامه افتخار و عنوان مقاله برتر در کنگره بین المللی میکروب شناسی در دانشگاه علوم پزشکی تهران شد.
مجله بانوک هم ضمن تبریک به این بانوی موفق مصاحبه ای با ایشان ترتیب داد که حتما از خواندن آن و توصیه های خانم ریگی لذت خواهید برد.

*بانام و یاد خدا واستعانت ازدرگاه بیکرانش وباعرض سلام خدمت دست اندرکاران مجله بانوک،خیلی خوشحالم ازاینکه به بنده حقیر این فرصت دادید که درخدمتتون باشم،سپاسگزارم
زینب ریگی هستم ، سال ۱۳۶۵درشهر زاهدان بدنیا اومدم،دوران کودکی ام سپری شد تااینکه به بهار علم ودانش رسیدم ،دوران ابتدایی،راهنمایی ومتوسطه رادر زاهدان باموفقیت به پایان رسانیدم باتوجه به علاقه بیش ازحدم به درس شیمی وزیست شناسی،در دوران متوسطه رشته علوم تجربی رو انتخاب کردم
*دردوران تحصیلم همیشه دنبال پیشرفت علمی بودم وچندین تقدیرنامه استانی وکشوری داشتم ،یکی ازاین تقدیرنامه ها مربوط به مقاله ام درمسابقه پرسش مهر۳که ازسوی ریاست محترم جمهوری اسلامی درمراسم بازگشایی مدارس درمهرماه طرح می شد و مقاله من هم حائز رتبه برتر کشوری شد.

*در حال حاضر دانشجوی ترم۳درمقطع کارشناسی ارشد دانشگاه لاهیجان دررشته بیو تکنولوژی هستم یکی ازموفقیت های من دراین ،شرکت درکنگره بین المللی میکروب شناسی دردانشگاه علوم پزشکی تهران بامعدل ۱۹/۸۶وپذیرفته شدن مقاله ام باعنوان عامل انتقال بیماری ها از طریق مسواک بود
هفدهمین کنگره بین المللی میکروب شناسی در تاریخ ۲تا۴شهریور ماه در محل دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شدکنگره هفدهم درکنار سرفصل های متعدد و متنوع اهداف خاصی نظیر پرداختن به اهمیت عفونت های بیمارستانی و مقاومت های میکروبی و آخرین اطلاعات مربوط به مقاومت دارویی در ایران و سایر نقاط جهان وجست وجوی اهداف جدید جهت استفاده از آنتی بیوتیک های جدید وموثروآشنایی با متابولیت های جدید میکروبی و موارد استفاده از آنها را داشت.همچنین مباحث مربوط به نانو تکنولوژی در میکروب شناسی پزشکی،مشکلات بیماری های ریوی سل وغیرسلی در ایران و جهان وروش های نوین تشخیص وتایپینگ میکروب های بیماری زا ازدیگر محورهای اختصاصی کنگره بود.

*روزگار ما دوران پیشرفت وترقی هست،ولی بالاترین دغدغه دختران شده رژ ،لاک ،عطر وغیره.من تنها خواسته ام ازدختران کشورم و بویژه هم استانی های عزیزم خانم های سیستانی و بلوچ این است که دغدغه این مسائل را نداشته باشند من نمی گویم این موارد خوب نیست ولی هر چیزی تایه حدی خوبه و سعی کنید بیشتربدنبال پیشرفت علمی خودشون وجامعه باشید وباعث افتخار کشور و استان خودتان باشید .من به این امراعتقاد دارم که اگر دریک جامعه روبه رشد باشد ،زنان اون جامعه ازنظر سواد ومنظر علمی وابعاد مختلف فرهنگی اجتماعی وحتی قومی به درجات بالادست پیداکننداین نشان دهنده یک تغییر آشکار دربطن جامعه برای حرکت سریع تر جهت رسیدن به توسعه آرمانی است

*باتوجه به نقش مهم زنان ودختران در تربیت نسلهای آینده نیاز است بانوان باید ضمن بالا بردن روحیات معنوی درخود به به فکر تربیت صحیح فرزندان و رشد علمی و تحصیلی آنان باشند خانمهای بلوچ باید بدانند کع اگر تحصیل کرده باشند خانواده و جامعه هم پیشرفت خواهد کرد .
*با توکل بر خدا در آینده شاهد این باشیم که دختران استان ما در رشته های پزشکی هم تحصیل کنند تا اوضاع بهداشتی و سلامتی در منطقه ما هم تغییر کند و پیشرفت های خوبی در این زمینه داشته باشیم .
* ما نیاز به دخترانی داریم که در دانشگاهها بخصوص در رشته ای علوم انسانی تحصیل نمایند و معلمان آینده جامعه باشند تابه آموزش فرزندان ما همت بگمارند.
*خوشبختانه در سالهای اخیر شاهد تحصیل دختران وزنان بلوچ در دانشگاههای مهم کشور هستیم وخوشبختانه این روند رو به رشد است وامید می رود که مردان جامعه ما در این امرمهم زنان ودختران را حمایت کنندهانطور که می دانیم موفقیت جامعه مدیون شیر زنانی است که مردانی پاک را در دامن خود پرورش داده اند .
وبازهم به دختران وزنان بلوچ و سیستانی به عنوان یک خواهر کوچک توصیه میکنم در هر کجا که تحصیل میکنند حجاب و اصالت خود راحفظ نموده وارزشهای اسلامی را رعایت کرده و به فکر تحصیل هم باشید.
در پایان فرصت را مغتنم شمرده ومراتب تشکر خودرااز حمایت ارزشمند خانواده محترمم،اساتید بزرگوارم،هم استانیهای عزیزم وبخصوص مجله پرطرفدار بانوک را اعلام می نمایم.

گزارشگر: ملیحه ریگی