آرشیو دسته: ادبی

من زنم … با دست هایی که دیگر دل خوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد. من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی . قوس های بدنم به چشم هایت […]

ادامه مطلب 31 دسامبر , 2019

یکی دیگر از داستان های پر از ظرافت جومپا را خواندم و مثل همیشه کیف کردم و رقیق شدم. چقدر با دقت ادم ها و روابط زیرپوستی شان را کشف می کند این نویسنده ی حالا باید سه زبانه. با زیان ایتالیایی و کتاب دیگری که امروز خواندم و کتاب بود که من را انتخاب […]

ادامه مطلب 15 دسامبر , 2019

از جغرافیاى زخمى انقلاب، صداى شما را میشنوم که از اعماق سال‏‌هاى دور، متن درس شهامت را در خیابان‌‏هاى اعتراض، می‌نویسید. مگر نه اینکه معناى مردانگى در زبان نیست؛ در عمل است؟! آن روز‌ها قلم‏‌هایتان، مشت‏‌هاى گره کرده ‏اى بود که آوازهاى خونینش، مرکّبى براى نوشتن کلمه رهایى و آزادى بود و از آن به […]

ادامه مطلب 7 دسامبر , 2019