سوگواری بعد از طلاق

در اغلب موارد وابستگی همسران به یکدیگر نیرومند است و آن‌ها حتی به رغم ازدواج ناکام و ناموفق، هم‌چنان به هم وابسته اند و با آن‌که علاقه بینشان کمرنگ شده است اما هریک از آن‌ها به دیگری احساس نیاز می‌کند تا احساس تعلق و امنیت خاطر کند. آنان هم‌چنان به هم وابسته اند زیرا از نظر آنان ادامه یک ارتباط نامناسب و حتی مضر، بهتر از قطع ارتباط است. وقتی سرانجام همسران تصمیم به جدایی می‌گیرند، هریک از آنان از این تصمیم به شدت غمگین می‌شوند. از آنجا که احساس فرد ترک کننده با ترک شونده متفاوت است، فرد ترک کننده احساس گناه و فرد ترک شده احساس خشم و آزردگی می‌کند. طلاق پدیده ای ‌است که در همه ابعاد زندگی فرد از جمله بعد روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و … تاثیر می‌گذارد. آثارمنفی طلاق در جامعه و فرهنگ ما برای زنان بیشتر می باشد که در مقاله های قبل به آن پرداختیم.
آنچه در این مقاله قرار است به آن پرداخته شود سوگواری بعد از طلاق است. بدون شک بیشتر کسانی که طلاق را به عنوان آخرین گزینه انتخاب کرده اند در زندگی مشترک خود به بن بست رسیده بودند. بن بستی که با هیچ مشاوره، تعامل و سازشی را به زندگی آرام و بی تنش پیدا نکرده است؛ اما زندگی پس از طلاق هم‌چنان ادامه دارد و افراد جدا شده هر چند باید در جاده ای سنگلاخی حرکت کنند اما باید حرکت کنند. آن‌ها باید ضمن پذیرفتن و اصلاح اشتباهات گذشته تمام تلاش خود را بکار گیرند تا زندگی از دست رفته خود را بازسازی کنند.
انسان هنگام مواجهه با هر مصیبت یا واقعه غم انگیزی در زندگی، احساسات و عواطفی را تجربه می‌کند که این احساسات در اکثر انسان ها و اکثر وقایع یکسان هستند. در این مقاله نگاهی اجمالی به این عواطف خواهیم داشت. اگر این احساسات به درستی درک، حس و تخلیه شوند، خاطرات غم انگیز ناشی از جدایی بهتر و راحت تر پشت سر گذاشته خواهند شد و فرد برای شروع فصل جدیدی از زندگی بعد از جدایی آماده خواهد شد.
اولین مرحله فرآیند بازسازی زندگی بعد از جدایی، مرحله فقدان و سوگواری‌ است که با سه واکنش رایج رفتاری و هیجانی از جمله انکار»، غم و اندوه همراه با اضطراب و عصبانیت و در نهایت پذیرش واقعیت همراه است. به گفته دکتر فرهنگ هلاکویی قطع روابط عاطفی مانند از دست دادن عزیزان سخت و دردناک است. پس از قطع روابط عاطفی یک دوره سوگواری باید طی شود، در این دوره تجربه احساساتی مثل خشم و افسردگی طبیعی است و فرد پس از طی دوره سوگواری به حالت عادی باز می گردد. جدا شدن از همسر شبیه عزادار شدن است. یعنی فرد با پدیده فقدان و از دست دادن روبه رو می شود و برای کنار آمدن با این مساله باید دوره سوگواری را طی کند. در این مرحله فرد ابتدا واقعیت جدایی را انکار می کند و در واقع بر سر این حقیقت که زندگی من به جدایی رسیده، شروع به چانه زنی می کند تا به این طریق از پذیرش حقیقت سرباز زند و آرامش خود را حفظ کند. شوک، ناباوری و انکار بعد از وقوع فرآیند طلاق بسیار شایع می باشد. مثلاً فرد موقع خوردن غذا، حضور همسرش را حس می کند. بعد از انکار نوبت به واکنش غم و اندوه می‌رسد. غم و اندوه واکنشی طبیعی و سالم به از دست دادن یک فرد با ارزش در زندگی می باشد و اغلب همراه با اضطراب و تشویش شدید همراه با خشم و عصبانیت است و آخرین مرحله فقدان و سوگواری، پذیرش واقعیت طلاق است.

سوگواری چه نشانه هایی دارد؟
ناراحتی و کسلی: غصه، افسوس و حس ناراحتی ذهنی از موارد متداول در غم و اندوه است. افرادی که سوگوارند ممکن است به خاطر آن‌چه از دست داده اند آه بکشند، افسوس بخورند و یا گریه کنند. احساس این‌که بغضی در گلو دارند نیز شایع است.
خشم و تحریک پذیری: پس از انکار، خشم جای خود را باز می کند. فرد ممکن است از دست خودش یا دیگران به خاطر آن‌که چرا از وقوع طلاق جلوگیری نکرده اند یا حتی فرد را به طلاق گرفتن از همسر سابقش تشویق کرده اند، خشمگین شود. این خشم ممکن است نثار زمین و زمین هم بشود. در این اطرافیان فرد بخصوص فرزندان از این خشم بی بهره نخواهند ماند!
گناه: احساس گناه اغلب پس از خشم بروز می کند. فرد ممکن است از بابت اینکه چرا در جلوگیری از بروز تعارضات و اصلاح رابطه زناشویی موفق نبوده، احساس گناه کند. احساس بی ارزشی و پوچی نیز ممکن است پیش آید اما کاهش شدید و جدی اعتماد به نفس در این مرحله می تواند علامت هشدار دهنده افسردگی حاد باشد.
افسردگی و نبود احساس لذت: بسیاری از افراد به هنگام غم و اندوه، علاقه خود را به فعالیت‌های روزمره از دست می‌دهند. سوگواری برای شکست عاطفی تا سه ماه اول طبیعی است اما اگر بیشتر از شش ماه طول بکشد دیگر طبیعی نیست و به افسردگی نزدیک می‌شود. در صورت طولانی شدن فرآیند سوگواری و ناتوانی در کاهش و تسکین آلام، حتماً از یک روانشناس و مشاور خانواده باید کمک گرفته شود.
اضطراب: افراد جداشده با آینده جدیدی مواجه شده‌اند که با زندگی قبلی که مدت‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده بودند، متفاوت است و طبیعی است که این مسئله می‌تواند به‌راحتی ایجاد اضطراب کند.
همچنین مرحله فقدان، نشانه‌ها و علائمی جسمی مانند: بی‌حسی، خستگی، اختلال در اشتها و خواب، سوءمصرف مواد مخدر، درد، مشکل در تمرکز و … را نیز در بردارد.

راهکارهای کنار آمدن با سوگواری
مدتی سوگواری کنید: بهتر است در نخستین روزهای بعد از طلاق به‌اندازه کافی به خود فرصت دهید تا در برابر این اتفاق سوگواری کنید و حتی تا جایی که می‌توانید گریه کنید. درد انگیزه‌ای است برای یادآوری این نکته که ما به درمان نیاز داریم.
احساسات خود را شناسایی کنید: در چنین مواقعی تفکیک احساس‌ها از یکدیگر و شناسایی احساس واقعی بسیار مهم است. دفترچه‌ای تهیه و احساسات روزانه خود را با یادآوری خاطرات زندگی مشترک از ازدواج تا طلاق را در آن یادداشت کنید و حس‌های مثبت و منفی خود را نسبت به همسر سابقتان با دلایل آن بنویسید. باید آموخت هر رنجی را که بتوان احساس کرد، «می‌توان التیام بخشید». درنهایت متوجه می‌شوید که یادآوری خاطرات و درگیری با احساساتی نظیر احساس گناه، پشیمانی، سرزنش، نفرت و انتقام‌جویی و … پس از طلاق مشکلی را حل نمی‌کند بلکه تنها باعث غم و اندوه بیشتر می‌شود و طرفین را نسبت به آینده و فرصت‌های بعدی بدبین می‌کند.
پرهیز از تنهایی: صحبت کردن با دوستان نزدیک و خانواده، قرار گرفتن در جمع آن‌ها و بیان احساسات برای افراد سوگوار نوعی درمان تلقی می‌شود. شما در این گفت‌وگوها می‌توانید خودتان را بازیابی کنید. به‌علاوه حضور در جمع باعث فراموشی نسبی لحظات سخت و طاقت‌فرسا می‌شود. بسیاری از افراد در این مرحله به‌منظور رفع تنهایی و پر کردن خلاء عاطفی به سمت جنس مخالف گرایش پیدا می‌کنند که اشتباه محض است؛ زیرا این روابط، بر اساس هیجانات و در شرایط روانی نامساعدی شکل می‌گیرد و رابطه سالمی نخواهند بود .
مراقبت از سلامت جسمانی: اغلب مشکلات جسمانی ناشی از غم و اندوه با تغذیه مناسب، ورزش و استراحت کافی از بین می‌رود. ورزش به فرد اعتمادبه‌نفس می‌دهد و سیستم ایمنی بدن را قوی می‌کند. درعین‌حال با ورزش می‌توانید بدن خود را برای دریافت بهتر مواد غذایی آماده و به‌این‌ترتیب کم‌اشتهایی خود را جبران کنید. همچنین به خاطر خستگی ناشی از ورزش، شب‌ها خواب طولانی‌تر و عمیق‌تری خواهید داشت.
به تعویق انداختن تصمیم‌گیری‌های مهم: غم و اندوه می‌تواند در قضاوت فرد تأثیر بگذارد؛ بنابراین بهتر است تصمیم‌گیری‌های مهم به تعویق انداخته شود.
فعالیت (اصل ادامه زندگی): فعالیت یک اصل مهم برای ادامه زندگی است. بی‌تحرکی، وقفه بیش‌ازاندازه در تعطیل کردن فعالیت‌های روزانه و سستی کردن به‌تنهایی عامل افسردگی است. از موضع ضعف به سمت مواضع قدرت پیش بروید تا زندگی خود را بازسازی کنید.
همچنین یاری‌گرفتن از روانشناسان و مشاوران خانواده در مرحله سوگواری و فقدان بسیار کمک‌کننده خواهد بود.
با ما برای ادامه مطالب مربوط به سوگواری بعد از طلاق همراه باشید.

انسیه لعل زاده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *