روانشناسی بانوک: پرسش و پاسخ به سوالات شما

سوال شماره ۱
مهربانویی برای ما نامه نوشتن که دختری هستم ۲۲ ساله که از کودکی مرا به اسم پسرعمویم نامزد کردند و بزرگتر که شدم به این نتیجه رسیدم که ما مناسب هم نیستیم و بعد از سالها میخواهم این نامزدی اجباری را به پایان برسانم. چه کنم؟
پاسخ: این گونه ازدواج ها مصداق بارز ازدواج تحمیلی هستند. طرفین هیچ گونه انتخاب و اختیاری ندارند و بنابر رسم و رسومات و تصمیمات بزرگترها تن به ازدواج می دهند. در حالیکه در ازدواج اولین شرط رضایت طرفین می باشد و بدون رضایت طرفین عقد نه از لحاظ روانشناسی و نه ازلحاظ دینی جایز نمی باشد. ازدواج هایی که به این سبک سرگرفته می شوند سه حالت دارند: در حالت اول طرفین با میل باطنی خود تن به ازدواج می دهند شاید بتوان گفت یکی از علل این حالت این است که از کودکی به آنها تلقین شده که مال یکدیگر هستند و این تلقین حس تعلقی در آنها ایجاد کرده باشد. در هر صورت طرفین باید توجه داشته باشند که علاقه و میل آنها برای ازدواج کافی نیست. باید شناخت کافی و لازم را از یکدیگر بدست آورند تا این شناخت راهنمای
انها در حل مسائل زناشویی در زندگی آینده آنها باشد. برای بدست آوردن این شناخت کمک گرفتن از مشاور ازدواج لازم و ضروری میباشد. در حالت دوم طرفین برخلاف میل باطنی خود و بر اثر فشارهای خانواده و سنتها تن به این ازدواج ها می دهند و علاقه ای به این ازدواج و فرد انتخاب شده ندارند. در این حالت فرد یا به زندگی اجباری با طرف مقابل ادامه می دهد بااین توجیه که “حتما سرنوشت من همین بوده” و یا” باید ادامه دهم چون طلاق زشت و شرم آور است” پیامدهای این حالت مسائلی چون افسردگی و خشم یا خیانت هایی زناشویی و بی تعهدی زناشویی را به دنبال دارد عده ای نیز طلاق و جدایی را انتخاب می کنند که این مورد نیز آسیب هایی را به دنبال دارد. درباره این حالت و پیامدهای آن مفصلا در همین شماره مجله بخش روانشناسی صحبت شد.
حالت سوم: فرد به این نتیجه می رسد که این ازدواج به صلاح وی نمی باشد و فرد انتخاب شده مناسب وی نمی باشد. در این حالت فرد بررسی می کند و به این نتیجه می رسد که این ازدواج آیتم های یک ازدواج موفق را ندارد. علاقه و رضایت که اولین شرط است وجود ندارد و احتمالا طرف انتخاب شده
خلق خو و ویژگی های شخصیتی متناسبی با وی ندارد در نتیجه تصمیم می گیرد که نامزدی تحمیلی را قبل از این که به ازدواج ختم شود بهم بزند.این حالت در مقایسه با حالت دوم آسیب های روانی و اجتماعی بسیار کمتری دارد.
سوال شماره ۲
مردی هستم ۳۲ ساله ۴ سال ازدواج کرده ام. علاقه زیادی بین من و همسرم بود تا وقتی که در چند ماه اخیر متوجه شدم همسرم نسبت به من خیلی برخورد سردی دارد و بیشتر اوقات خود را در دنیای مجازی می گذراند. وقتی دلیلش را می پرسم بحث و دعوا راه می اندازد… کمکم کنید نمیدونم چه کنم؟
پاسخ: مساله ای که دوست عزیزمان عنوان کرده اند حالتی است که از آن به عنوان دلزدگی زناشویی یاد می شود. این مرحله معمولا بعد از فروکش کردن هیجانات اولیه زندگی زناشویی اتفاق می افتد. در این حالت زن و شوهر احساس می کنند دیگر صمیمت و نزدیکی سابق را با یکدیگر ندارند و احساس می کنند از لحاظ عاطفی از یکدیگر فاصله گرفته اند. دلزدگی زناشویی علت های مختلفی دارد اما به طور خلاصه می توان گفت از مهمترین دلایل آن عدم شناخت کافی زوجین نسبت به هم قبل از ازدواج می باشد. طرفین نسبت به ویژگی های شخصیتی یکدیگر آشنایی ندارند. و بعد از مدتی چینین عنوان می کنند که انگار ما از دو دنیای کاملا متفاوتیم و حرف هم را نمی فهمیم. مخاطب گرامی عنوان کردند که علاقه زیادی بین من و همسرم بود حال چه شده که این علاقه جای خود را به سردی داده است؟! دوره اولیه ازدواج دوره هیجانات می باشد.در این دوره طرفین با کوله باری از انتظار و خواسته از طرف مقابل، وارد رابطه می شوند. از همان ابتدا از یکدیگر سوال می کنند دوست داری همسرت چگونه فردی باشد؟ یا فرد ایده آل تو برای ازدواج چه کسی می باشد؟ و طرف مقابل لیستی از انتظارات خود را بیان می کند. و از آنجاییکه این دوره، دوره هیجان می باشد طرفین سعی می کنند خود را به فرد مورد انتظار طرف مقابل خود شبیه کنند و از شخصیت و خود واقعی خود دور می شوند. این حالت تا زمانیکه دوره هیجان فروکش کند ادامه دارد. با گذشت زمان و نزدیک شدن بیشتر دو نفر به یکدیگر این دوره کم کم به پایان می رسد و خود واقعی و شخصیت های واقعی طرفین برای یکدیگر آشکار می گردد. در این حالت یکدیگر را متهم به عوض شدن و تغییر چهره دادن می کنند در حالیکه شخصیت واقعی آنها چیزی است که امروز می بینند و انچه که در دوره هیجان دیده بودند حاصل تلاش طرف مقابل برای شبیه شدن به شخص ایده آل طرفش می باشد. پس در ازدواج باید واقع بین باشند و سعی کنند به جای صحبت کردن از انتظارات و خواسته های خود، شخصیت واقعی طرف مقابل را بشناسند تا کلیدی برای حل مسائلمان داشته باشند. مخاطب گرامی باید به متخصص زوج درمانگر مراجعه کنند تا اولا با انتظارات غیر واقع بینانه خود و همسرشان درباره ازدواج و رابطه شان آشنا شوند، به تفاوتهای شخصیتی خود و همسرشان پی ببرند تا بتوانند تدابیری را با کمک متخصص برای غنی سازی وبازسازی رابطه خود با همسرشان برنامه هایی جدید را طراحی و اجرا کنند.
به امید بهروزی برای همه عزیزان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *